ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید جهانبخش قدوسیان

۱٬۲۷۳ بایت اضافه‌شده، ‏۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۲
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = جهانبخش‌قدوسیان‌
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[بجنورد ]]
|شهادت = [[1361/01/09]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها = [[رزمنده‌]]
|جنگ‌‌ها =
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات =
|تخصص‌ها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:غلامحسن‌
}}
 
 
 
 
کد شهید: 6123485 تاریخ تولد :
نام : جهانبخش‌ محل تولد : بجنورد
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار :
==خاطرات== لحظه و نحوه شهادت* موضوع لحظه و نحوه شهادت در یکی از ورزها بطور ناگهانی متوجه حجم زیاد آتش دشمن شدم . با خود گفتم چه خبر شده بالای تپه رفتم نگاهی به خط انداختم مشاهده کردم از تپه کوچکی که در جلو خاکریز قرار داشت در یک لحظه تعداد 6 گلوله آرپی چی از یک نقطه به سمت دشمن شلیک شد عراقی ها هم گرای آنجا را گرفته و باشد آنجا را زیر آتش خمپاره 60 گرفته بودند با سرعت سعی کردم خودم را به بچه ها برسانم تا به آنها بگویم از یک نقطه اینقدر پشت سر هم شلیک نکنید بلکه پص از هر شلیک جای خودتان را عوض کنید و همچنین همگی از یک نقطه شلیک نکنید اما متأسفانه زمانی که من به نزدیک آنها رسیدم یک گلوله خمپاره 60 به وسط آنها خورد و اولین نفر از گروهان ما برادر بسیجی مخلص جهانبخش قدوسیان از بچه های راز بود که به شهادت رسید و بقیه دوستانش هم مجروح شدند اینها چند گلوله آرپی چی را باهم آماده می کردند شمارش می دادند یک دو سه و بعد همزمان باهم شلیک می کردند روحیه بسیجی ها و کادر خیلی بالا بود همه نیروها مخلص و عاشق شهادت بودند دعاها و زمزمه های شبانه خط را معطر کرده بود.راوی محمد صفریمتن کامل خاطره* موضوع ايثار و فداکاري
در یکی از ورزها بطور ناگهانی متوجه حجم زیاد آتش دشمن شدم . با خود گفتم چه خبر شده بالای تپه رفتم نگاهی به خط انداختم مشاهده کردم از تپه کوچکی خاطر دارم زمانی که فررندم جهانبخش در جلو خاکریز قرار داشت بجنورد تحصیل می کرد. در یک لحظه تعداد 6 گلوله آرپی چی از یک نقطه به سمت دشمن شلیک کلاس درس نشسته بود که ناگهان خانومی درمانده با صدای لرزان وارد کلاس درس شد عراقی ها هم گرای آنجا را گرفته و باشد آنجا را زیر آتش خمپاره 60 گرفته بودند با سرعت سعی کردم خودم را به دانش آموزان گفت: پسر بچه ها برسانم تا به آنها بگویم از یک نقطه اینقدر پشت سر هم شلیک نکنید بلکه پص از هر شلیک جای خودتان را عوض کنید و همچنین همگی از یک نقطه شلیک نکنید اما متأسفانه زمانی که من به نزدیک آنها رسیدم یک گلوله خمپاره 60 به وسط آنها خورد در بیمارستان بستری است و اولین نفر از گروهان ما برادر بسیجی مخلص جهانبخش قدوسیان از بچه های راز بود که احتیاج به شهادت رسید و بقیه دوستانش خون دارد محض رضای خدا هم مجروح شدند اینها چند گلوله آرپی چی که شده کمک کنید. سکوتی کلاس را فرا گرفته بود ناگهان شهید سکوت را باهم آماده می کردند شمارش شکند و همراه با آن خانوم نیازمند به بیمارستان می دادند یک دو سه رود و بعد همزمان باهم شلیک خون اهدا می کردند روحیه بسیجی ها کند و کادر خیلی بالا بود همه نیروها مخلص برای اینکه کسی نفهمد و عاشق شهادت بودند دعاها و زمزمه های شبانه خط را معطر کرده ریا نشود به کسی حرفی نزده بود. ایثار و فداکاریموضوع ايثار و فداکاريکه بعدها از برادرش شنیدیم.راوی غلامحسین قدوسیانمتن کامل خاطره
به خاطر دارم زمانی که فررندم جهانبخش در بجنورد تحصیل می کرد. در کلاس درس نشسته بود که ناگهان خانومی درمانده با صدای لرزان وارد کلاس درس شد و به دانش آموزان گفت: پسر بچه من در بیمارستان بستری است و احتیاج به خون دارد محض رضای خدا هم که شده کمک کنید. سکوتی کلاس را فرا گرفته بود ناگهان شهید سکوت را می شکند و همراه با آن خانوم نیازمند به بیمارستان می رود و خون اهدا می کند و برای اینکه کسی نفهمد و ریا نشود به کسی حرفی نزده بود. که بعدها از برادرش شنیدیم. خواب و رویای شهادت* موضوع خواب و روياي شهادتراوی مجید خسرویمتن کامل خاطره
به یاد دارم خوابی که شهید جهانبخش در مورد شهادتش دیده بود را اینگونه نقل کرد: خواب دیدم که در باغی هستم و جویبارهای قشنگ و درختان سرسبز وزیبایی دارد و یکی از همرزمان شهیدم نیز آنجاست که با هم به بحث و گفتگو پرداختیم که همرزمم ازمن درخواست کرد که نزد آنها بیایم و من هم قبول کردم وگفتم: حتماً خواهم آمد. که همانگونه هم شد و ایشان به درجه رفیع و والای شهادت نائل گردیدند.راوی مجید خسروی
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16596 یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض: جهانبخش‌_قدوسیان‌}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]
۶٬۷۳۸
ویرایش