{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = حسیندروکی
|تصویر =شهید حسین دروکی.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[بجنورد]]
|شهادت = [[1362/05/16]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[انصارالحسین]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:مراد
}}
کد شهید: 6209604 تاریخ تولد :
نام : حسین محل تولد : بجنورد
گلزار : انصارالحسین
==خاطرات==
*روزی حسین به خانه ما آمددر حالیکه بسیار خوشحال وشادمان و شادمان بود. وقتی علت را پرسیدم؟مشخص پرسیدم؟ مشخص شد که به علت کوشا بودن دردرس ازاولیای در درس از اولیای دبستان یک جلدکتاب جلد کتاب به عنوان جایزه در یافت نموده است .*زمانی که حسین نوجوانی بیش نبود یک روز که از خانه بیرون رفت با چند عدد عکس از افراد دست نشانده رژیم شاهنشاهی در روی دیوارهای کوچه مواجه شد وچون خیلی بالا نصب شده بود دست مردم برای کندن این تصاویر به آنها نمی رسید . شهید بامشاهده این صحنه به خانه آمد وگربه ای که در خانه بود با خود بردوبا انداختن گربه ، به روی عکس ها وتصاویر روی دیوارتوانست آنها را پاره کند وبه هدف خودش برسد.*یک شب حسین عطسه کنان به خانه آمد.وقتی مادرم علت را ازایشان پرسید حسین گفت: من با پدر بزرگ به مسجد رفته بودم که ناگهان عمال رژیم شاه وارد مسجد شده وگاز اشک آور پرتاب کردند. همچنین حاج آقای مهمان نواز را مورد ضرب وشتم قراردادندکه ما بعد از این واقعه از کوچه پس کوچه ها ی پشت مسجد خود را به خانه رساندیم علت عطسه زدن من نیز به خاطر گاز اشک آور می باشد .به خاطرم هست که حسین به همراه پسر خاله ها ودایی اش هر کدام گوسفندهای راکه در منزل داشتند جهت چرا و خوردن علف به خارج روستا برده اندکه در بیرون روستا بین آنها دعوا ومشاجره صورت می گیرد شهید حسین دروکی توسط سه نفر دیگر مورد کتک قرارمی گیرد . او پس از مراجعه به روستا خانواده اش رادرجریان نمی گذارد وبه این وسیله از درگیری خانواده ها جلوگیری می کند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8773 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==* زمانی که حسین نوجوانی بیش نبود یک روز که از خانه بیرون رفت با چند عدد عکس از افراد دست نشانده رژیم شاهنشاهی در روی دیوارهای کوچه مواجه شد و چون خیلی بالا نصب شده بود دست مردم برای کندن این تصاویر به آنها نمی رسید. [[شهید]] با مشاهده این صحنه به خانه آمد و گربه ای که در خانه بود با خود برد و با انداختن گربه، به روی عکس ها و تصاویر روی دیوار توانست آنها را پاره کند و به هدف خودش برسد.
<references />* یک شب حسین عطسه کنان به خانه آمد.وقتی مادرم علت را ازایشان پرسید حسین گفت: من با پدر بزرگ به مسجد رفته بودم که ناگهان عمال رژیم شاه وارد مسجد شده و گاز اشک آور پرتاب کردند. همچنین حاج آقای مهمان نواز را مورد ضرب وشتم قرار دادند که ما بعد از این واقعه از کوچه پس کوچه ها ی پشت مسجد خود را به خانه رساندیم علت عطسه زدن من نیز به خاطر گاز اشک آور می باشد.
به خاطرم هست که حسین به همراه پسر خاله ها ودایی اش هر کدام گوسفندهای راکه در منزل داشتند جهت چرا و خوردن علف به خارج روستا برده اندکه در بیرون روستا بین آنها دعوا و مشاجره صورت می گیرد [[شهید]] حسین دروکی توسط سه نفر دیگر مورد کتک قرارمی گیرد. او پس از مراجعه به روستا خانواده اش رادرجریان نمی گذارد وبه این وسیله از درگیری خانواده ها جلوگیری می کند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8773 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:شهید حسین دروکی.jpg
</gallery>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:حسین_دروکی}}
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:شهید حسین دروکی.jpg
</gallery>