ویرایش‌ها

شهید حاتم قشمشی ‌ایرج‌

۲ بایت حذف‌شده، ‏۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۸
/* خاطرات */
==خاطرات==
* موضوع خاطرات سياسي
*در اوایل انقلاب در تظاهرات و راهپیمایی ها و پخش اعلامیه ها شرکت می ?کد. و نصف شب می رفتند و شعار بر درب و دیوار می نوشتند. یک روز به او گفتیم: پسر جان این کارها خطر دارد مواظب خودت باش، ولی ایشان گفت:" من کار خودم را به خاطر امام و انقلاب انجام می دهم و از هیچکس نمی ترسم."
* موضوع عشق به جهاد
*ایشان شیفته ی جبهه و جنگ بود، و چون قدش کوتاه بود، در پادگان آموزشی آجر زیر پایش گذاشته بود تا رد نشود. وقتی متوجه شدند با گریه و اصرار به مسئول گردان قبولاند و ماند.
* موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد *هنگام شهادت سید حاتم، خواب دیدم ?ه او به آسمان رفته و فرشته ها اطراف من را گرفته اند و من به خاطر شهید شدن پسرم تبری? می گویند. آنها به من می گفتند:" ما پسرت را خودمان داماد ?ردیم." بعد از این خواب چند روز بعد خبر شهادت سید حاتم را برای ما آوردند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16817 سایت یاران رضا]</ref>
هنگام شهادت سید حاتم، خواب دیدم ?ه او به آسمان رفته و فرشته ها اطراف من را گرفته اند و من به خاطر شهید شدن پسرم تبری? می گویند. آنها به من می گفتند:" ما پسرت را خودمان داماد ?ردیم." بعد از این خواب چند روز بعد خبر شهادت سید حاتم را برای ما آوردند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16817 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
۲۱۸
ویرایش