ویرایش‌ها

شهید علی قزی

۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۱
/* خاطرات */
قبل از شهادت علی او در خانه بستری شد و بخاطر قطع نخاع نمی توانست از جا بلند شود او را روی یک تخت خوابانده بودیم و هر شب یک نفر از ما از او مراقبت می کردیم یک شب که من بیدار مانده بودم در اواخر شب به خاطر خستگی زیاد خوابم برد بعد از چند دقیقه متوجه صدای گریه شدم وقتی بلند شدم دیدم که برادرم در حال راز و نیاز با خداست و گریه می کند به او گفتم برادر جان چی شده درد داری؟ گفت: نه فقط من شما را خیلی اذیت کرده ام از من راضی باشید به او گفتم من از شما راضی ام و سرم را روی تخت گذاشته و گریه کردم تا چند دقیقه بعدش او خوابید.راوی طیبه قزی
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16808 سایت یاران رضا]</ref>  
==پانویس==
<references />
۲۱۸
ویرایش