یک دفعه مادرمان مریض شده بود و ابوالفضل شب ها را نمی خوابید در کنار بستر مادرمان بیدار می ماند و به او قرص و شربت می داد و برای سلامتی اش دعا می کرد و می گفت : ای کاش مادرجان به جای تو من مریض می شدم تو زحمت زیادی را به پای من صرف کرده ای اما من نمی توانم زحمت تو را جبران کنم .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016996 یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 16996=پانویس==<references/>