متن کامل خاطره
یادم می آید یک روز به اتفاق ایشان منزل مادربزرگمان بودیم. گفت:" بیا بنشین میوه بخوریم. آن شب تا صبح بیدار بودیم و ایشان در مورد دوستانش که شهید شده بودند صحبت کرد ما را به صبر و استقامت توصیه می کرد و گفت: اگر من شهید شدم ناراحت نشوید و باید با فامیل رفت و آمد داشته باشید و قدر یکدیگر را بدانید."منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17604سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />