ویرایش‌ها

شهید محمد علی کلاتی‌ وحید

۱٬۲۱۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۱
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = محمدعلی‌کلاتی‌وحید
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[اسفراین]]
|شهادت = [[1365/12/22]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[شهداء]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =[[رزمنده‌]]
|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات =
|تخصص‌ها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:ببر
}}
 
 
 
کد شهید: 6530861 تاریخ تولد :
نام : محمدعلی‌ محل تولد : اسفراین
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار : شهداء
==خاطراتخواب و رویای شهادتموضوع خواب و روياي شهادتراوی حاجی پیر علی کلاتی وحیدمتن کامل خاطره==
محمد علی قبل از شهادتش * موضوع خواب دیده بود گلوله ای به سینه اش خورده و شهید شده است که همین طور هم شد.پیش بینی شهادتموضوع پيش بيني روياي شهادتراوی علی مسافرتیمتن کامل خاطره
یک یا دو شب به شهادتش مانده بود که گفت :بچه ها من که شهید خواهم شد ولی از شما می خواهم این جنگ را ادامه بدهید تا اسلام پیروز شود. همچنین اگر بعد محمد علی قبل از [[شهادت هم خانواده مرا دیدید سلام مرا ]]ش خواب دیده بود [[گلوله]] ای به آنها برسانید سینه اش خورده و بگویید [[شهید]] شده است که من را حلال کنندهمین طور هم شد.عشق شهادتموضوع عشق شهادتراوی حاجی پیر علی مسافرتیمتن کامل خاطرهکلاتی وحید
ادامه عملیات کربلای 5 بود، خیلی از بچه های هم محلی از جمله پیرمردی بنام حاج عبدالحسین الهی باهم بودیم، جند شب به عملیات مانده بود که همه بچه های هم محلی مراسمی گرفتیم تا زیارت عاشورابخوانیم. آنشب همه بچه ها خود را برای شهادت و دیدار با معبودشان آماده کرده بودند، عملیات انجام شد و عده زیادی در آن عملیات به شهادت رسیدند. پس از آن یک شب وقتی مراسم زیارت عاشورا و دعای کمیل به پایان رسید، همه بچه ها گفتند:بیایید قرعه کشی کنیم تا معلوم شود کدامیک از ما شهید می شود و یا چه کسی مجروح یا مفقود یا اسیر می گردد و چه کسی نیز سالم خواهد ماند، وقتی قرعه کشی انجام شد،اولین قرعه شهادت بنام محمدعلی درآمد واقعا" عجیب بود، شهید وقتی این * موضوع را متوجه شد، خود را برای پيش بيني شهادت آماده کرد. چندی قبل بچه ها در جلوی سنگر گودالی حفر کرده بودند که اگر کسی می خواست با خدا راز و نیاز کند آنجا می رفت. شب قبل از شهادتش دیدیم در نیمه های شب داخل گودال رفته و در حالیکه کتاب دعایی در دست دارد با حدای خود راز و نیاز می کند. او با دلی آرام و قلبی مطمئن خود را برای شهادت آماده کرده بود.آخرین وداع با خانوادهموضوع آخرين وداع با خانوادهراوی قربانعلی کلاتی وحیدمتن کامل خاطره
محمد علی برادر کوچک من بود و چون ما در زوستا زندگی می کردیم خانه ما نزدیک ایشان یک یا دو شب به [[شهادت]]ش مانده بود آخرین باری که میخواست به جبهه برود شام مهمان ما بود و خیلی درباره جبهه و جنگ صحبت کرد و به من گفت: زمانی بچه ها من که من در جبهه هستم [[شهید]] خواهم شد ولی از شما می خواهم این جنگ را ادامه بدهید تا اسلام پیروز شود. همچنین اگر بعد از [[شهادت]] هم خانواده مرا فراموش نکنید و از دیدید سلام مرا به آنها خبر بگیرید تا اینکه روز بعد اعزام شد برسانید و مدتی طول نکشید بگویید که به ما خبر دادند او به شهادت رسیده است من را حلال کنند.عشق به جهادموضوع عشق به جهادراوی حاجی پیر علی کلاتی وحیدمتن کامل خاطرهمسافرتی
در هنگام اعزام نیرو به جبهه هر چه سعی کرد تا من را راضی کند و اجازه رفتن به جبهه را بگیرد راضی نشدم همین امر باعث شد تا به بهانه خرید وسایل به شهر برود که درآنجا برادرانش را دیده بود و آنجا گفته بود که می خواهم به جبهه بروم و از همانجا به جبهه اعزام شد.عشق به ائمه اطهار* موضوع عشق به ائمه اطهارراوی علی مسافرتیمتن کامل خاطرهشهادت
یکروز در حالیکه تعدادی هواپیما در حال بمباران منطقه بودند ایشان با صبر و متانت بسیار نشسته ادامه [[عملیات کربلای 5]] بود، خیلی از بچه های هم محلی از جمله پیرمردی بنام حاج عبدالحسین الهی باهم بودیم، جند شب به عملیات مانده بود و که همه بچه های هم محلی مراسمی گرفتیم تا زیارت عاشورا بخوانیم. آن شب همه بچه ها خود را می خواند من به او گفتم : محمد علی ممکن است هر برای [[شهادت]] و دیدار با معبودشان آماده کرده بودند، عملیات انجام شد و عده زیادی در آن بر اثر بمباران هوایی عملیات به [[شهادت]] رسیدند. پس از بین برویم که ایشان در جواب من گفتآن یک شب وقتی مراسم زیارت عاشورا و دعای کمیل به پایان رسید، همه بچه ها گفتند: بیایید قرعه کشی کنیم تا معلوم شود کدامیک از ما [[شهید]] می شود و یا چه بگشیم کسی مجروح یا مفقود یا اسیر می گردد و چه کشته شویم کسی نیز سالم خواهد ماند، وقتی قرعه کشی انجام شد، اولین قرعه [[شهادت]] بنام محمدعلی درآمد واقعا" عجیب بود، [[شهید]] وقتی این موضوع را متوجه شد، خود را برای [[شهادت]] آماده کرد. چندی قبل بچه ها در هر حال پیروزیم جلوی سنگر گودالی حفر کرده بودند که اگر کسی می خواست با خدا راز و نیاز کند آنجا می رفت.شجاعت شب قبل از [[شهادت]]ش دیدیم در نیمه های شب داخل گودال رفته و شهامتموضوع شجاعت در حالیکه کتاب دعایی در دست دارد با حدای خود راز و شهامتنیاز می کند. او با دلی آرام و قلبی مطمئن خود را برای [[شهادت]] آماده کرده بود. راوی علی مسافرتیمتن کامل خاطره
یک روز در حالیکه تانکهای عراقی به طرف ما حمله ور شده بودند ایشان به تنهایی اسلحه آرپیچی را برداشته و شروع به شلیک موشک کرد تا اینکه چند تانک منهدم شد و عراقی ها مجبور به فرار از منطقه بودند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17605 یاران رضا]</ref>* موضوع آخرين وداع با خانواده
محمد علی برادر کوچک من بود و چون ما در زوستا زندگی می کردیم خانه ما نزدیک ایشان بود آخرین باری که میخواست به جبهه برود شام مهمان ما بود و خیلی درباره جبهه و جنگ صحبت کرد و به من گفت: زمانی که من در جبهه هستم شما خانواده مرا فراموش نکنید و از آنها خبر بگیرید تا اینکه روز بعد اعزام شد و مدتی طول نکشید که به ما خبر دادند او به [[شهادت]] رسیده است. راوی قربانعلی کلاتی وحید
 
* موضوع عشق به جهاد
 
در هنگام اعزام نیرو به جبهه هر چه سعی کرد تا من را راضی کند و اجازه رفتن به جبهه را بگیرد راضی نشدم همین امر باعث شد تا به بهانه خرید وسایل به شهر برود که درآنجا برادرانش را دیده بود و آنجا گفته بود که می خواهم به جبهه بروم و از همانجا به جبهه اعزام شد. راوی حاجی پیر علی کلاتی وحید
 
* موضوع عشق به ائمه اطهار
 
یک روز در حالیکه تعدادی هواپیما در حال بمباران منطقه بودند ایشان با صبر و متانت بسیار نشسته بود و زیارت عاشورا را می خواند من به او گفتم: محمد علی ممکن است هر آن بر اثر بمباران هوایی از بین برویم که ایشان در جواب من گفت: چه بگشیم و چه کشته شویم در هر حال پیروزیم. راوی علی مسافرتی
 
* موضوع شجاعت و شهامت
 
یک روز در حالیکه [[تانک]]های [[عراق]]ی به طرف ما حمله ور شده بودند ایشان به تنهایی اسلحه آرپیچی را برداشته و شروع به شلیک موشک کرد تا اینکه چند [[تانک]] منهدم شد و عراقی ها مجبور به فرار از منطقه بودند. راوی علی مسافرتی
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17605 یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض: محمدعلی‌ کلاتی‌وحید}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
[[رده: شهدای شهرستان اسفراین]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش