ویرایش‌ها

شهید براتعلی مجرد

۵۳ بایت اضافه‌شده، ‏۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۱
عملیات والفجر 3 در مهران شروع شد و شهید براتعلی یکی از بهترین سربازان من بود که همیشه همراه من و در خط مقدم جبهه بودند و شهید بارها می گفت : من دوست ندارم در نگهبانی بمانم، من آمده ام دینم را نسبت به انقلاب اداء کنم . من دوست دارم که شب و روز در کمین بمانم . عملیات خیلی شدید بود و تانکهای دشمن هر لحظه به ما نزدیکتر می شدند . شهید براتعلی مجرد آر پی جی زن بود . آرپی جی را برداشت و به سرعت خود را به پشت خاکریزی که بیشتر از یک کمپرسی خاک نبود رساند . در این حال سه تانک دشمن نزدیک می شدند و دشمن چون نمی دانست در پشت چنین خاکریز کوچکی کسی وجود دارد، با خیال راحت به جلو می آمد و تانکها به فاصله بیست الی سی متری خاکریز رسیدند که در همین حال صدای انفجار موشک آر پی جی طنین افکن شد که یک تانک دشمن را به هوا فرستاد و منفجر نمود و شش نفر در داخل تانک سوختند . من فهمیدم که کسی نبود غیر از آن سرباز دلاور یعنی شهید مجرد که آن تانک را به آتش کشید و تانکهای دیگر از ترس به عقب فرار کردند . در اینحال شهید مجرد سریعاً برگشت و گلوله دیگری بر روی آرپی جی نهاد و بار دیگر به پشت آن تل خاک رفت و خود را برای واقعه ای دیگر آماده نمود . بار دیگر تانکها یورش آوردند و گرد و خاک شدیدی ایجاد کردند و به طرف جلو آمدند . شهید مجرد به طرف تانکهای دشمن نشانه رفت و بار دیگر صدای انفجار گلوله آر پی جی به گوش رسید . با نیروی ایمان تانک دیگری را به آتش کشید که سه نفر داخل تانک به هلاکت رسیدند و تانکهای دیگر با مشاهده منهدم شدن تانکهای سوخته شده عقب نشینی کردند و برای سومین بار شهید مجرد خودش را به خط رساند و گلوله دیگری روی آر پی جی نهاد و اولین قدم که از روی خاکریز برداشت، دشمن فهمیده بود از کدام نقطه ضربه های مهلکی متحمل می شود، در همین لحظه شهید براتعلی مجرد ( در تاریخ 21/ 5/ 62) با گلوله سیمینوف دوربین دار از ناحیه چشم مورد اصابت قرار گرفت و چشمان تیزبینی که دشمن از آن وحشت داشت برای همیشه بسته شد و گلی دیگر از گلهای بهشت از دستمان رفت . منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 18297%2018297 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
۲٬۱۷۷
ویرایش