{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = محمدولیمحمدی
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[بجنورد]]
|شهادت = [[1367/05/05]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:غلامرضا
}}
کد شهید : 6717733
گلزار :
==خاطرات عهد و نذر==
موضوع : عهد و نذر
راوی متن کامل خاطره - برادرم محمد ولی کمی مریض احوال بود . یک روز دعا کرد که خدایا اگر من خوب شوم همه عمرم را به جبهه می روم و از امام و انقلاب و اسلام دفاع می کنم و دعایش قبول شد و او هم به قولش وفا کرد و حدود 2 سال در جبهه بود و عاقبت هم به آرزویش رسید . انس با قران - قرائت
موضوع : عهد و نذر
راوی متن کامل خاطره ایشان در چند عملیات از جمله [[کربلاى 8 5 4 ]] [[بیت المقدس 2 ]]، [[کربلاى 10 ]] و [[مهران ]] شرکت داشتند . [[شهید محمد ولى محمدى ]] قرآن را نمىتوانست نمى توانست بخواند اما چون عشق به خداوند داشت، سوره مبارکه یاسین و واقعه را به زودى فرا گرفت . شبى نبود که بدون خواندن سوره مبارکه واقعه و یاسین خوابش ببرد و همیشه در نماز جمعه و جلسات مذهبى شرکت مى نمود و در دل عشق و ایمان به خداوند داشت . در سن 16 سالگى بود که سر به سجده گذاشت و چنان گریست که سیل اشک از صورتش روان بود، تا آنجا که نماز شب مىخواند مى خواند چندین دفعه خود ایشان مى گفت که [[شهادت ]] نصیبش مىشود مى شود. وقتى که داخل رود کارون مى رفتیم از 12 شب تا نماز صبح به طول مىانجامید، ولى ایشان با عشق به خداوند صبور و شجاع ستوده بودند . یکى از غواصان دلیر و پر تلاش در عملیات [[کربلاى 4 و 5 ]] بود که از این عملیات مجروح شدند و با این وضع از رفتن به جبهه منصرف نشد . منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 18718سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:محمد ولی محمدی}}