شهید ولی اله محمودیان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6312599 تاریخ تولد : نام : ولی‌اله‌ محل تولد : بجنورد نام خانو...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
کد شهید:    6312599   تاریخ تولد :    
+
کد شهید:    6312599     
نام :    ولی‌اله‌   محل تولد :    بجنورد
+
   
نام خانوادگی :    محمودیان‌    تاریخ شهادت :    1363/12/25
+
نام :    ولی‌اله‌     
نام پدر :    محمدرضا    مکان شهادت :    
+
  
تحصیلات :    نامشخص   منطقه شهادت :     
+
نام خانوادگی :    محمودیان‌    
شغل :       یگان خدمتی :     
+
 
 +
نام پدر :   محمدرضا    
 +
 
 +
محل تولد :   بجنورد
 +
 
 +
تاریخ شهادت :   1363/12/25 
 +
 
 +
تحصیلات :    نامشخص 
 +
    
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
+
 
گلزار :    
+
نوع عضویت :    سایر شهدا     
خاطرات
+
 
     اخلاص عمل
+
مسئولیت :    رزمنده‌
موضوع    اخلاص عمل
+
    
راوی   
+
 
متن کامل خاطره
+
==خاطرات==
 +
      
 +
 
 +
اخلاص عمل
 +
 
  
 
خاطره بیاد ماندنی که به یاد دارم مربوط به دوران برگشتن ایشان از جبهه بود. وقتی ایشان از جبهه به مرخصی آمد، دستش زخمی و مجروح شده بود. ما از این موضوع ناراحت شدیم. نزدیک ظهر وقتی ایشان برای نماز تیمم کردند، من خیلی ناراحت شدم و به شدت گریستم. چون با یک دست تیمم کردن و دست دیگر او زخمی شده بود. وقتی که برادرم این صحنه را دید گفت:" خواهرم اگر می خواهی گریه کنی برای حضرت ابوالفضل(ع) گریه کن! چرا که یک دست من زخمی شده ولی آن بزرگوار دو دستش در راه اسلام قطع شد."
 
خاطره بیاد ماندنی که به یاد دارم مربوط به دوران برگشتن ایشان از جبهه بود. وقتی ایشان از جبهه به مرخصی آمد، دستش زخمی و مجروح شده بود. ما از این موضوع ناراحت شدیم. نزدیک ظهر وقتی ایشان برای نماز تیمم کردند، من خیلی ناراحت شدم و به شدت گریستم. چون با یک دست تیمم کردن و دست دیگر او زخمی شده بود. وقتی که برادرم این صحنه را دید گفت:" خواهرم اگر می خواهی گریه کنی برای حضرت ابوالفضل(ع) گریه کن! چرا که یک دست من زخمی شده ولی آن بزرگوار دو دستش در راه اسلام قطع شد."
     دقت در حلال و حرام
+
      
موضوع    دقت در حلال و حرام
+
 
راوی   
+
 
متن کامل خاطره
+
دقت در حلال و حرام
 +
 
 +
 
 +
خاطره ای که دارم مربوط به دوران دبیرستان بود. ایشان وقتی که به گرمه آمدند، مقداری از ناحبه صورتش زخمی بود. وقتی جویا شدم گفتند: یکی از همشریان آنها را دعوت کرده بود و برای آنها مرغ درست کرده بود. مرغی را که او درست کرده بود دزدی بود. وقتی او فهمیده بود که مرغی را که به آنها خورانده بوده دزدی است ناراحت می شود و بخاطر حساسیت شدیدی که به حلال و حرام داشته بود، باوی مشاجره می کند و کار به کتک کاری کشیده بود.
 +
   
 +
 
 +
 
 +
پیش بینی شهادت
  
- خاطره ای که دارم مربوط به دوران دبیرستان بود. ایشان وقتی که به گرمه آمدند، مقداری از ناحبه صورتش زخمی بود. وقتی جویا شدم گفتند: یکی از همشریان آنها را دعوت کرده بود و برای آنها مرغ درست کرده بود. مرغی را که او درست کرده بود دزدی بود. وقتی او فهمیده بود که مرغی را که به آنها خورانده بوده دزدی است ناراحت می شود و بخاطر حساسیت شدیدی که به حلال و حرام داشته بود، باوی مشاجره می کند و کار به کتک کاری کشیده بود.
 
    پیش بینی شهادت
 
موضوع    پيش بيني شهادت
 
راوی   
 
متن کامل خاطره
 
  
 
یادم است آخرین باری که از قم به گرمه آمده بود روز جمعه با دوستان ب کوهنوردی رفته بودیم ایشان اصرار داشت زودتر برگردیم چون می گفت : می خواهم به قم برگردم زیرا عملیات نزدیک است وقرار است از آنجا به جبهه بروم یادم است که بطور خصوصی با من مطرح نبود این بار آخری است که مرا می بینید او در آنجا از دوستان طلب حلالیت نمود .
 
یادم است آخرین باری که از قم به گرمه آمده بود روز جمعه با دوستان ب کوهنوردی رفته بودیم ایشان اصرار داشت زودتر برگردیم چون می گفت : می خواهم به قم برگردم زیرا عملیات نزدیک است وقرار است از آنجا به جبهه بروم یادم است که بطور خصوصی با من مطرح نبود این بار آخری است که مرا می بینید او در آنجا از دوستان طلب حلالیت نمود .
 +
 +
 
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18906
 
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18906

نسخهٔ ‏۱۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۱

کد شهید: 6312599

نام : ولی‌اله‌

نام خانوادگی : محمودیان‌

نام پدر : محمدرضا

محل تولد : بجنورد

تاریخ شهادت : 1363/12/25

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌


خاطرات

اخلاص عمل


خاطره بیاد ماندنی که به یاد دارم مربوط به دوران برگشتن ایشان از جبهه بود. وقتی ایشان از جبهه به مرخصی آمد، دستش زخمی و مجروح شده بود. ما از این موضوع ناراحت شدیم. نزدیک ظهر وقتی ایشان برای نماز تیمم کردند، من خیلی ناراحت شدم و به شدت گریستم. چون با یک دست تیمم کردن و دست دیگر او زخمی شده بود. وقتی که برادرم این صحنه را دید گفت:" خواهرم اگر می خواهی گریه کنی برای حضرت ابوالفضل(ع) گریه کن! چرا که یک دست من زخمی شده ولی آن بزرگوار دو دستش در راه اسلام قطع شد."


دقت در حلال و حرام


خاطره ای که دارم مربوط به دوران دبیرستان بود. ایشان وقتی که به گرمه آمدند، مقداری از ناحبه صورتش زخمی بود. وقتی جویا شدم گفتند: یکی از همشریان آنها را دعوت کرده بود و برای آنها مرغ درست کرده بود. مرغی را که او درست کرده بود دزدی بود. وقتی او فهمیده بود که مرغی را که به آنها خورانده بوده دزدی است ناراحت می شود و بخاطر حساسیت شدیدی که به حلال و حرام داشته بود، باوی مشاجره می کند و کار به کتک کاری کشیده بود.


پیش بینی شهادت


یادم است آخرین باری که از قم به گرمه آمده بود روز جمعه با دوستان ب کوهنوردی رفته بودیم ایشان اصرار داشت زودتر برگردیم چون می گفت : می خواهم به قم برگردم زیرا عملیات نزدیک است وقرار است از آنجا به جبهه بروم یادم است که بطور خصوصی با من مطرح نبود این بار آخری است که مرا می بینید او در آنجا از دوستان طلب حلالیت نمود .


منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18906