ویرایش‌ها

شهید سید خلیل مداح‌ ساداتیه‌

۱٬۱۰۷ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۰
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = سید خلیل مداح‌ ساداتیه‌ |تصویر =18956.jpg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد =[[نیشابور]]|شهادت = [[جاده‌مشهدنیشابور،1360/09/23]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =[[تهران بهشت زهرا]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = [[بسیجی]]|طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها =[[مخابرات‌وبی‌سیم‌]]|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات =|تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = نام پدر:سیدمحمد}}  
کد شهید: 6012167 تاریخ تولد :
نام : سیدخلیل‌ محل تولد : نیشابور
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابرات‌وبی‌سیم‌
گلزار : تهران بهشت زهرا
==وصیتنامه== خداوندا! از نعمتهايي که به من شرمنده عطا نموده اي، الها از شکر سپاس ان عاجزم. بارالها! در پيشگاهت خودم را شرمنده و سرافکنده مي بينم. يا رب مرا به اين وجه عاجزانه ام و به حرمت انبيا و امامان که جانشين خاتم رسولانت يعني [[پيغمبر اکرم محمدبن عبدالله (ص)]] مي باشند، ببخش. الها! همينگونه که مرا از نعمت دين اسلام و بهره مند از احکام ان تا حدي قرار داده اي و دو نعمت بزرگ ديگر يعني پدر و مادري با ايمان به من عنايت فرموده اي. خداوندا آنها را در پرتو الطافت از جميع بليات حفظ کن و از من راضي و خشنود قرار بده. يا رب! تو آگاهي که بنده شرمنده ات با آگاهي کامل و با کسب اجازه از پدر و مادرم براي دفاع از احکام اسلام و [[قرآن]] راهي [[جبهه]] هاي حق عليه باطل مي شوم، اميدوارم بتوانم وظيفه خود را در اين خدمت مقدس بر اساس رضا و خشنوديت به انجام برسانم. پروردگارا! تو آگاه که من بنده روسياهت، در اشتياق لقايت هستم. الها مر از اين نعمت بزرگ، بهره مند قرار بده و شربت [[شهادت]] در راهت را نصيب روزيم گردان.==خاطرات== *موضوع مهارت فني بهترین خاطرات من در زمان انقلاب بود که که برادرم با علاقه ای که به کارهای الکتریکی داشت دستگاههایی را به کمک دوستش اختراع کرده بود که در آن زمان روی موج [[عراق]] و بی بی سی نوارهای انقلابی پخش می کردند روزها روی همین موج با دوستش در تماس بودند و به وسیله رادیو با هم صحبت می کردند. شبهایی که من به بچه ها و همسرم به منزل پدرم می رفتیم، موقع برگشتن به خانه، برادرم رادیوی ماشین را روی موجی که خودش می دانست تنظیم کرد. در مسیری که از خانه پدرم تا منزل ما به مدت یک ربع بود از طریق رادیوی ماشین با وسیله ای که در خانه داشت با من و بچه ها صحبت می کرد. بعد از یک ربع به ما گفت. که حالا شما به خانه رسیده اید و با ما خداحافظی کرد. راوی فاطمه مداح ساداتیه
بسم الله الرحمن الرحيم خداوندا ! از نعمتهايي که * موضوع اهميت به من شرمنده عطا نموده اي ، الها از شکر سپاس ان عاجزم . بارالها! در پيشگاهت خودم را شرمنده علم و سرافکنده مي بينم . يا رب مرا به اين وجه عاجزانه ام و به حرمت انبيا و امامان که جانشين خاتم رسولانت يعني پيغمبر اکرم محمدبن عبدالله (ص) مي باشند ، ببخش . الها ! همينگونه که مرا از نعمت دين اسلام و بهره مند از احکام ان تا حدي قرار داده اي و دو نعمت بزرگ ديگر يعني پدر و مادري با ايمان به من عنايت فرموده اي . خداوندا آنها را در پرتو الطافت از جميع بليات حفظ کن و از من راضي و خشنود قرار بده . يا رب ! تو آگاهي که بنده شرمنده ات با آگاهي کامل و با کسب اجازه از پدر ومادرم براي دفاع ازاحکام اسلام و [[قرآن]] راهي [[جبهه]] هاي حق عليه باطل مي شوم ، اميدوارم بتوانم وظيفه خود را در اين خدمت مقدس بر اساس رضا و خشنوديت به انجام برسانم . پروردگارا! تو آگاه که من بنده روسياهت ، در اشتياق لقايت هستم . الها مر از اين نعمت بزرگ ، بهره مند قرار بده و شربت [[شهادت]] در راهت را نصيب روزيم گردان . آمين ، آمين ، آمين يا رب العالمينخاطراتمهارت فنیموضوع مهارت فنيراوی فاطمه مداح ساداتیهمتن کامل خاطرهعلما
بهترین خاطرات من ایشان همیشه در زمان انقلاب بود نامه هایی که که برادرم با علاقه ای که به کارهای الکتریکی داشت دستگاههایی را به کمک دوستش اختراع کرده بود که در آن زمان روی موج عراق از جبهه می فرستاد از نمرات و بی بی سی نوارهای انقلابی پخش وضع درسی من سؤال می کردند روزها روی همین موج با دوستش در تماس بودند کرد و به وسیلة رادیو با پدرش هم صحبت در جواب نامه ی ایشان می کردند . شبهایی گفت که همه ی نمرات من به بچه ها و همسرم به منزل پدرم می رفتیم ، موقع برگشتن به خانه ، برادرم رادیوی ماشین را روی موجی که خودش می دانست تنظیم کرد خوب بوده است. لذا او در مسیری اولین مرخصی که از خانة پدرم تا منزل ما به مدت آمد برای تشویق بیشتر من یک ربع بود از طریق رادیوی ماشین با وسیله ای که در خانه داشت با جایزه (دوچرخه) برای من و بچه ها صحبت می کرد خرید. بعد از یک ربع به ما گفت . که حالا شما به خانه رسیده اید و با ما خداحافظی کرد.اهمیت به علم و حرمت علماموضوع اهميت به علم و حرمت علماراوی فاطمه مداح ساداتیهمتن کامل خاطره
ایشان همیشه در نامه هایی که از جبهه می فرستاد از نمرات و وضع درسی من سؤال می کرد و پدرش هم در جواب نامه ی ایشان می گفت که همه ی نمرات من خوب بوده است. لذا او در اولین مرخصی که آمد برای تشویق بیشتر من یک جایزه (دوچرخه) برای من خرید.عشق شهادت* موضوع عشق شهادتراوی فاطمه مداح ساداتیهمتن کامل خاطره
موقعی که برادرم اولین بار به جبهه رفته بود به مدت 3 ماه متوالی در جبهه بود. در یک مرخصی چند روزه ای که برای دیدن خانواده آمده بود من به او گفتم: تو نمی خواهد دیگر به جبهه بروی اما او در جواب من گفت: من باید بروم و در این راه [[شهید]] شوم.راوی فاطمه مداح ساداتیهمنبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18956سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:سید خلیل مداح ساداتیه}}
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش