ویرایشها
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = شهید غلام رضا کارگری آریان
|تصویر =17091.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[سبزوار]]
|شهادت = [[1367/05/05]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[بهشتشهدا]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت = [[]]
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل = دانش آموز
|خانواده = نام پدر:حسین
}}
کد شهید: 6715816 تاریخ تولد :
نام : غلامرضا محل تولد : سبزوار
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشتشهدا
==خاطرات==عشق به جهاد* موضوع عشق به جهاد هنگامی که ما دوره آموزشی را در پادگان نخریسی مشهد بودیم خبر دادند پدر غلامرضا عمل کلیه دارد. مادر ایشان آمد جلوی پادگان و غلامرضا را صدا زد. وقتی که او فهمید می خواهند او را برگردانند آمد پیش من وگفت: من علاقه خاصی برای رفتن به جبهه دارم .شما بروید وبه مادرم بگوئید که مرا بر نگرداند وبگذارد به جبهه بروم. راوی سید هاشم بیدیمتن کامل خاطره
مدتی مریض ودربیمارستان و در بیمارستان بستری بودم بعد از بهبودی کامل ومرخص شدن از بیمارستان به سر مزار غلامرضا رفته وبا ایشان درد دل کردم به ایشان گفتم : من در بیمارستان که بستری بودم کسی را نداشتم بیاید و از من عیادت کند یکی ازهمسایه ها که پسرش با پسرم رفت و آمد داشت بود به خانه ی ما آمد و به من گفت : شبی فرزند پسر شما را خواب می بیند که به ایشان می گوید : مادرم مریض است از او خبر بگیرید پسرم در جواب [[شهید ]] می گوید : نه مادرت را من دیده ام حالش خوب است می گوید : نه مادرم مریض است دو عدد سیب می دهد ومی گوید : اینها را به مارم بده و به ایشان بگو من تا درحیاط آمده ام .راوی سید هاشم بیدیمنبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17091سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />==نگارخانه تصاویر==[[File:17091.jpg]]==رده=={{ترتیبپیشفرض: غلام رضا کارگری آریان}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]