به خاطردارم یک مرتبه همه همسنگران دور هم جمع شده بودیم به ایشان گفتیم: آقای کارگر خیلی چهرهات نورانی شده است آخر تو از جمع ما شهید میشوی. ایشان هم با لبهای خندان حرفمان را تأئید میکرد و میگفت: من به شما ثابت خواهم کرد که زودتر از همه شهید میشوم که در شب عملیات ایشان آمدند و از همه خداحافظی کردند یک حالت خاص معنوی داشتند که ما تعجب کردیم و با خود گفتیم. میداند که برای عملیات میرویم اما چقدر خندان و نورانی است و شهادت را با جان و دل میپذیرد.
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17071
==رده==
{{ترتیبپیشفرض: غلام_علی_کارگر}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان جنوبی]]
[[رده: شهدای شهرستان قائن]]