محمد ابراهیم وقتی می خواست به [[جبهه]] برود گفت : مادرمن خواب دیده ام در مورد یکی از اهالی روستا تا به [[شهادت]] رسیده بود می گفت : جایگاه بسیار خوبی داشت وقتی ازخواب بیدارشدم رو به من کرد وگفت : مادرتو راضی هستی من به جبهه بروم یا نه گفتم : خیلی هم افتخار می کنم تا تو به جبهه بروی.
منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17083سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:محمد ابراهیم کارگر طزرقی}}