یکبار برادر مهدی با ماشین سپاه به خانه آمده بود.مهدی وبرادرش در منزل مشغول صحبت کردن بودند،ماشین هم روشن بود.مهدی گفت:برادر این ماشین سپاه است،بنزینش اصراف نشود .برادرش گفت:بنزینی که مصرف می شود کم است وارزش ندارد.مهدی با ناراحتی گفت:این چه حرفیست که می زنی نباید مال بیت المال را بیخودی مصرف کرد.
آقای خاوری در انتخاب نیروهایش حساسیت خاصی به خرح می داد. یک بار که نیروهای تازه به جبهه آمده بودند آقای خاوری به ععنوان نماینده گردان کوثر وارد جمعیت بسیجی ها شد. از یکی یکی می پرسید دلت می خواهد شهید شوی؟ سپس از سابقه آنها سؤال می کرد. اگر به نظرش نیروی خوبی می آمد می گفت: شما آن طرف بایست. ایشان دوست داشت نیروهایش از لحاظ قد و قامت در شرایط خوبی باشد برای همین در انتخاب نیروها به هیکل افراد توجه خاصی داشت. روزی به مهدی گفتم: بیرحم این همه نیروی خوب در گردانت داری کمی هم از این نیروهای خوب برای من بگذار. آقای خاوری گفت: تو یاد نداری، تجربه ات کم است. گردان آقای خاوری همیشه خط شکن بود و خود آقای خاوری نیز از شجاعت خاصی بهره می برد و نیروهایش را نیز شجاع بار می آورد.سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7865سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />