شهید عبدالحسین خاوری فرد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۹: سطر ۱۹:
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
  
نحوه شهادت
+
* موضوع: نحوه شهادت
  
 
به خاطر دارم هنگامیکه همسرم عبدالحسین در باختران بودند، ایشان همراه یک گروه از سربازان مأمور شدند تا عکسهای امام را شبانه در یکی از شهرهای مرزی عراق بچسبانند. که از این گروه چهل نفری، همسرم در محلی به نام سومار در اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع و والای شهادت نائل می گردد. که ما توسط عموی شهید مطلع شدیم که بعد از برگزاری مراسم تشیع جنازه، ایشان را در گلزار شهدای خواجه ربیع به خاک سپردیم.
 
به خاطر دارم هنگامیکه همسرم عبدالحسین در باختران بودند، ایشان همراه یک گروه از سربازان مأمور شدند تا عکسهای امام را شبانه در یکی از شهرهای مرزی عراق بچسبانند. که از این گروه چهل نفری، همسرم در محلی به نام سومار در اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع و والای شهادت نائل می گردد. که ما توسط عموی شهید مطلع شدیم که بعد از برگزاری مراسم تشیع جنازه، ایشان را در گلزار شهدای خواجه ربیع به خاک سپردیم.
سطر ۲۵: سطر ۲۵:
  
  
توصیه شهید  
+
موضوع: توصیه شهید  
  
  

نسخهٔ ‏۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۲

نام : عبدالحسین‌

نام خانوادگی : خاوری‌فرد

نام پدر : رسول‌

محل تولد : مشهد

تاریخ شهادت : 1361/08/25

شغل : جهاد سازندگی

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : خواجه‌ربیع‌


خاطرات

  • موضوع: نحوه شهادت

به خاطر دارم هنگامیکه همسرم عبدالحسین در باختران بودند، ایشان همراه یک گروه از سربازان مأمور شدند تا عکسهای امام را شبانه در یکی از شهرهای مرزی عراق بچسبانند. که از این گروه چهل نفری، همسرم در محلی به نام سومار در اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع و والای شهادت نائل می گردد. که ما توسط عموی شهید مطلع شدیم که بعد از برگزاری مراسم تشیع جنازه، ایشان را در گلزار شهدای خواجه ربیع به خاک سپردیم.


موضوع: توصیه شهید


به خاطر دارم روزی که فرزندم عبدالحسین می خواست به جبهه برود من گریه کردم شهید پرسید : مادر چرا گریه می کنی؟ گفت: چرا گریه نکنم. انگار حسین، خودش می دانست که در رفتنش برگشتی نیست به همین خاطر گفت: مادرجان، شما باید افتخار کنی که مادر شهید هستی و باید زن و بچه ام را دلداری بدهی و زینب وار زندگی کنی.

سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7874