ویرایش‌ها

شهید محمدرضا کریملو

۶۱ بایت حذف‌شده، ‏۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۲
بسمه تعالی
نام : کریملو / محمدرضا
==زندگینامهزندگی نامه==
طلبة شهید: محمدرضا کریملو ما بودیم و شهیدان؛ این گلهای بیخزان بوستان ایمان که در پاییز هم طراوت بهار را داشتند. ما بودیم و لالههای گلچین شده که به میهمانی خدا رفتند. شهیدان روحانی شجرهنامهای خونین دارند، با شاخ و برگی از جهاد و شهادت که ریشه در فرات عشق و علقمة ایمان دارد، با الهامی که از محراب خونین کوفه و صحرای سرخ کربلا و مظلومیت امامان و حماسة سربداران و آیات قرآن و خطبههای شور انگیز نهج البلاغه گرفته است. حرکت در خط «خدمت» توفیقی بزرگ و قلب را در خدمت انقلاب قرار دادن و با سر و جان سرباز دین بودن، سعادتی بزرگتر است.
شهید بزرگوار «محمدرضا کریملو» از این توفیق یافتگان سعادتمند بودکه آرامش وجدان را تنها در سایة تعهد و تلاش و کوشش جستجو میکرد و عزّت را در عبودیت خدا میدانست. افتخار را از آستان اهل بیت عصمت و طهارت(علیهمالسلام) میطلبید و تشنگی روح را با زمزمة نیایش فرو مینشاند. در سال 1341 در روستای «هونجان» از توابع شهرضا و در خاندان دین باور، طفلی معصوم و پاک به نام «محمدرضا» به دنیا آمد که این معصومیت را تا سالهای پایان زندگی به همراه داشت. کم کم دوران کودکی محمدرضا به پایان رسید و پای به عرصه مدرسه و محیط دبستان گذاشت.
دورة دوره ابتدایی را در زادگاهش به پایان رساند، سپس دروس راهنمایی و دبیرستان را با موفقیت در شیراز پشت سر گذاشت. بعد از این دوره زندگی، محمدرضا قدم به شکوفای جسمانی و روحانی جدید نهاد. او دارای روحیة حقیقت جویی بود و به دنبال گمشدة خویش، راهی را انتخاب کرد تا خود را به خیمهگاه ولی عصر(عجلاللهتعالیفرجه) نزدیکتر ببیند، لذا قدم در محیط پاک حوزه نهاد و در شهر مقدس قم رحل اقامت افکند.
بعد از مدتی در حوزه علمیة شیراز، تحصیلات حوزوی را تا اتمام مقطع مقدمات حوزوی به پایان رساند. با شروع جنگ تحمیلی او نیز مانند جوانان مخلص و شجاع آماده نبرد با دشمن کافر شد و مردانه در جمع اصحاب امام عشق به مصاف یزیدیان زمان شتافت. هفت مرتبه حضور در میدان نبرد و هر بار فقط به عشق شهادت، نشان از شجاعت و مردانگی این دلدادة کوی عشق داشت. عملیات کربلای 5 آخرین عملیاتی بود که محمد رضا در آن شرکت کرد و به این ترتیب این دلباختة کوی یار با اقتدا به مولایش، سیدالشهدا(علیهالسلام) جوانمردانه ایستادگی نمود. سرانجام دفتر عشق و عاشقی زندگیاش در 9/12/1365 در کربلای شلمچه برای همیشه بسته شد و شربت گوارای شهادت را نوشید، اما یاد محمد رضا برای همیشه جاودانه شد. او هرگز از قلبها نمیرود، اگر چه ظاهراً در بین انسانهای خاکی زندگی نمیکند، اما یاد رشادتهایش همواره با هر وجدان بیداری قرین است. پیکر خونین و مقدسش پس از تجلیل و تشییع با شکوه مردم شهید پرور، در زادگاهش به خاک سپرده شد. «پرواز در آشیانهای خلد برین بر او مبارک باد»
==وصیت نامه==
بسم الله الرحمن الرحیم
«تلک الدار ا لآخره نجعلها للذین لا یریدون علوّا فی الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقین»(قصص/83)
امام عزیز را تنها نگذارید، و از ]ایشان[ حفاظت کامل بنمائید، امام بود که به شما عزّت و شرف داد، هیچ می دانید چه بودید و حال چه شدید. نسبت به سخنان امام صحه بگذارید مواظب باشید از امام جلو نیفتید. چرا که امام سجاد –علیه السلام- میفرماید: (المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق). در خاتمه از شما میخواهم که بعد از تشییع جنازه و بعد از طواف در شاهچراغ – مرا به وطن اصلیام، هونجان برگردانید. جملهای با استاد گرامیام جناب حاج سیّد علیاصغر دستغیب: ای پدر عزیزم، ای کسی که - در مدت زمانی که کنارتان بودم- از راهنماییهای پدرگونهات دریغ نکردی، مرا ببخشید و حلال کنید، می دانم که بنده حقیر حق استادی را ادا نکردم، امیدوارم که دوستان دیگر تا سر حدّ امکان، فیض کامل را از شما ببرند. از دوستان و طلّاب عزیز طلب حلالیّت مینمایم و همه آنها را به خدا می سپارم. خدایا! خدایا! تا انقلاب به مهدی خمینی را نگهدار<ref>[[ http://khayyen.ir/shahid/168|سایت خین]]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
[[File:شهید محمدرضاکریملو.jpg]]
==پانویس==
<references />
==نگارخانه تصاویر==
[[File:شهید محمدرضاکریملو.jpg]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش