شهید احمد مصطفوی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
  
 
سه روز از ماه [[رمضان]] مانده بود.که دوستان او آمدند و به او گفتند: که به [[جبهه]] برویم . او گفته بودکه نه این سه روز ماه رمضان را خراب نمی کنم و بعد از ماه مبارک می آیم بعد از چند ساعت که فهمید عملیات نزدیک است. آمد خانه و زود آماده شد تا به جبهه برود و بعد به او گفتیم: کجا می روی؟ گفت: می روم عملیات نزدیک است. و این سه روز روزه را می خورم چون نمی توانم درعملیات شرکت کنم اگر به عملیات نروم دلم می ترکد.
 
سه روز از ماه [[رمضان]] مانده بود.که دوستان او آمدند و به او گفتند: که به [[جبهه]] برویم . او گفته بودکه نه این سه روز ماه رمضان را خراب نمی کنم و بعد از ماه مبارک می آیم بعد از چند ساعت که فهمید عملیات نزدیک است. آمد خانه و زود آماده شد تا به جبهه برود و بعد به او گفتیم: کجا می روی؟ گفت: می روم عملیات نزدیک است. و این سه روز روزه را می خورم چون نمی توانم درعملیات شرکت کنم اگر به عملیات نروم دلم می ترکد.
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19338
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19338 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==

نسخهٔ ‏۲۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۸

کد شهید: 6414512 تاریخ تولد : نام : احمد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : مصط‌فوی‌ تاریخ شهادت : 1364/04/19 نام پدر : مصط‌فی‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : محصل یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خاطرات عشق به جهاد موضوع عشق به جهاد راوی مصطفی مصطفوی متن کامل خاطره

سه روز از ماه رمضان مانده بود.که دوستان او آمدند و به او گفتند: که به جبهه برویم . او گفته بودکه نه این سه روز ماه رمضان را خراب نمی کنم و بعد از ماه مبارک می آیم بعد از چند ساعت که فهمید عملیات نزدیک است. آمد خانه و زود آماده شد تا به جبهه برود و بعد به او گفتیم: کجا می روی؟ گفت: می روم عملیات نزدیک است. و این سه روز روزه را می خورم چون نمی توانم درعملیات شرکت کنم اگر به عملیات نروم دلم می ترکد. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده