عنوان : لحظه و نحوه شهادتموضوع : لحظه و نحوه شهادت
دوست عزیز شهیدم محمد روحى چندین بار به جبهه رفت و نهایتاً به آرزویش رسید و شهید شد وقتیکه جنازه محمد را براى شناسائى آورده بودند و خانوادهاش خانواده اش رفته بودند چون محمد سر نداشت شناسایى براى خانواده مشکل شده بود و تو را از انگشترش شناخته بودند یک شب خواب دیدم که با شهید روبوسى مىکنیم در عالم خواب به محمد گفتم گفتهاند گفته اند که تو سر در بدن ندارى او گفت نخیر جون موقع جان دادن هیچ وقت از یادم نمىرود که من از خواب بیدار شدم.
عنوان : خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهیدموضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
موضوع: خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
زمانیکه فرزند عزیز شهیدم محمد جبهه بود تقریبا دو سه روز قبل از شهادتش یک شب در خواب دیدم که یکى از دوستانش آمده درب منزل و من هم رفتم درب حیاط دیدم یک دسته گل بزرگى در دست دارد و دسته گل را به من داد و گفت این دسته گل را محمد داده که من بدهم به شما و شما هم بدهید به به پدر بزرگ محمد گفتم مگر محمد خودش نمىآید نمى آید گفت: چرا او هم چند روز دیگر مىآید مى آید گفتم شما کى مىروید مى روید گفت وقتى خواستم برگردم به جبهه مىآیم مى آیم اگر نامه داشتید مىبرم مى برم تا مىخواستم مى خواستم تعارف منزل کنم از خواب بیدار شدم و بعداز چند روز خبر شهادت محمد را برایمان آوردند.
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10566 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
==رده==