ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید غلامعلی زارع پور فرد

۱۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۰
زمانی که علی مجروح شده بود من برای ملاقات او رفتم . او رو به من کرد و گفت : به پدر ومادرم درباره مجروح شدنم چیزی نگو تا ناراحت نشوند و من بعد از بهبودی بتوانم به [[جبهه ]] بازگردم .
غلام علی افسر تخریب بود . یک روزغلام همراه یک سرباز برای پاکسازی مین ها به منطقه می روند آنها جلو تر از بقیه حرکت می کنند . منطقه در حال تخریب بودند که ناگهان بر روی مین ها می رود که منجر به مجروح شدن سرباز،و غلام علی نیز به [[شهادت ]] می رسد .
آخرین باری که با غلام علی با هم به مرخصی آمده بودیم . مرا تشویق به ادامه تحصیل کردو گفت : [[جنگ ]] تمام شده است و کشور باید ساخته شود چون کشور به افرادی امثال شما نیاز دارد . پس پیرو امام باش و قدر امام را بدانید زیرا وجود امام مایه برکت و قدرت نظام ما است .
آخرین باری که برادرم به مرخصی آمده بود رو به من کرد و گفت : من از این زندگی خسته شده ام . چون هر چه ازعمرم می گذرد بیشتر گناه می کنم پس دعا کن هر چه زود [[شهید ]] شوم تا از این مادیات دنیوی که پوچ و بیهوده می باشد رهایی یابم . بعد از آنکه به جبهه رفت در یک عملیات تخریب به آرزوی دیرینه اش رسید وگفته اش به حقیقت پیوست و به درجه رفیع شهادت نائل رسید .
۶۸۰
ویرایش