شهید غلامرضا یزدانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
گلزار :خواجه‌ربیع‌
 
گلزار :خواجه‌ربیع‌
  
وصیت نامه
+
==وصیت نامه==
  
  
و ثبت اقدامنا و انصرنا الي القوم الکافرين بار خدايا استوار گردان گامهاي ما را و ياري ده ما را برگروه کافران که بر ايشان پيروز گرديم همانا پيروزي تو پيروزي توست و ما را نصرت ده که نور حق را در اقصي نقاط جهان بگسترانيم. پدر جان و مادر جان چون مي خواهم به راهي بروم که ممکن است برگشتي در آن نباشد لذا بهتر است حقي که بر گردن دارم بگويم تا درصورت امکان به آن عمل شود. پدر مادر عزيزم من به عللي نماز و روزه برگردنم دارم لذا اگر شهيد شدم در صورت امکان ادا شود. پدر جان و مادر جان دوست دارم بعد از شهادت من گريه نکنيد و لباس سياه نپوشيد زيرا که لباس سياه قلبها را تيره مي کند و دشمنان را شاد. از خواهران و برادران حلاليت بطلبيد و از تمامي دوستانم و همسايه گان و اقوام حلاليّت بطلبيد و به هر صورت که شده آنها را راضي کنيد شايد بدهکاري به آنها داشته باشم ويادم نباشد پدر جان و مادرجان من شما را خيلي عذيت آزار دادم اميدوارم همه اينها را به حساب ناداني من گرفته و از سر تقصيراتم بگذريد تا در مسير مقدسم به مسيري برنخورم. پدر و مادر عزیزم دوست دارم بعد از شهادتم گريه نکنيد تا موجب آزردگی و رحم نشود همان طور که انسان روزي به دنيا مي آيد پس روزي هم از دنيا مي رود پس بهتر است در راه خدا شهيد شود. و جان خود را فداي کشور و اسلام کند پدر مادر بزرگوارم بايد در راه خدا جهاد کرد و از بذل جان و مال و فرزند دريغ نکرد و اين فرمان خداست که بايد با اهريمن و هر گونه ظلم و ستم تا به آزادگي و حريت دست يابيد دل قوي داريد و صبوري اختيار کنيد و مرا به دست خدا بسپاريد اجرتان با خدا وخدا با صبر کنندگان است و آنها را دوست مي دارد. در ضمن اگر شهيد شدم دوست دارم مرا در خواجه ربيع کنار خويشان مخصوصاً مادر بزرگ عزيزم دفن کنيد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22103 سایت یاران رضا]</ref>
+
و ثبت اقدامنا و انصرنا الي القوم الکافرين بار خدايا استوار گردان گامهاي ما را و ياري ده ما را برگروه کافران که بر ايشان پيروز گرديم همانا پيروزي تو پيروزي توست و ما را نصرت ده که نور حق را در اقصي نقاط جهان بگسترانيم. پدر جان و مادر جان چون مي خواهم به راهي بروم که ممکن است برگشتي در آن نباشد لذا بهتر است حقي که بر گردن دارم بگويم تا درصورت امکان به آن عمل شود. پدر مادر عزيزم من به عللي نماز و روزه برگردنم دارم لذا اگر شهيد شدم در صورت امکان ادا شود. پدر جان و مادر جان دوست دارم بعد از شهادت من گريه نکنيد و لباس سياه نپوشيد زيرا که لباس سياه قلبها را تيره مي کند و دشمنان را شاد. از خواهران و برادران حلاليت بطلبيد و از تمامي دوستانم و همسايه گان و اقوام حلاليّت بطلبيد و به هر صورت که شده آنها را راضي کنيد شايد بدهکاري به آنها داشته باشم ويادم نباشد پدر جان و مادرجان من شما را خيلي عذيت آزار دادم اميدوارم همه اينها را به حساب ناداني من گرفته و از سر تقصيراتم بگذريد تا در مسير مقدسم به مسيري برنخورم. پدر و مادر عزیزم دوست دارم بعد از شهادتم گريه نکنيد تا موجب آزردگی و رحم نشود همان طور که انسان روزي به دنيا مي آيد پس روزي هم از دنيا مي رود پس بهتر است در راه خدا شهيد شود. و جان خود را فداي کشور و اسلام کند پدر مادر بزرگوارم بايد در راه خدا جهاد کرد و از بذل جان و مال و فرزند دريغ نکرد و اين فرمان خداست که بايد با اهريمن و هر گونه ظلم و ستم تا به آزادگي و حريت دست يابيد دل قوي داريد و صبوري اختيار کنيد و مرا به دست خدا بسپاريد اجرتان با خدا وخدا با صبر کنندگان است و آنها را دوست مي دارد. در ضمن اگر شهيد شدم دوست دارم مرا در خواجه ربيع کنار خويشان مخصوصاً مادر بزرگ عزيزم دفن کنيد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22103 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۵


کد شهید:6621143 نام :غلامرضا نام خانوادگی :یزدانی نام پدر :محمد محل تولد :مشهد ‌تاریخ شهادت :1366/03/۳۱ مکان شهادت : تحصیلات :نامشخص منطقه شهادت : شغل :دانش آموز یگان خدمتی : گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت :سایر شهدا مسئولیت :رزمنده‌ گلزار :خواجه‌ربیع‌

وصیت نامه

و ثبت اقدامنا و انصرنا الي القوم الکافرين بار خدايا استوار گردان گامهاي ما را و ياري ده ما را برگروه کافران که بر ايشان پيروز گرديم همانا پيروزي تو پيروزي توست و ما را نصرت ده که نور حق را در اقصي نقاط جهان بگسترانيم. پدر جان و مادر جان چون مي خواهم به راهي بروم که ممکن است برگشتي در آن نباشد لذا بهتر است حقي که بر گردن دارم بگويم تا درصورت امکان به آن عمل شود. پدر مادر عزيزم من به عللي نماز و روزه برگردنم دارم لذا اگر شهيد شدم در صورت امکان ادا شود. پدر جان و مادر جان دوست دارم بعد از شهادت من گريه نکنيد و لباس سياه نپوشيد زيرا که لباس سياه قلبها را تيره مي کند و دشمنان را شاد. از خواهران و برادران حلاليت بطلبيد و از تمامي دوستانم و همسايه گان و اقوام حلاليّت بطلبيد و به هر صورت که شده آنها را راضي کنيد شايد بدهکاري به آنها داشته باشم ويادم نباشد پدر جان و مادرجان من شما را خيلي عذيت آزار دادم اميدوارم همه اينها را به حساب ناداني من گرفته و از سر تقصيراتم بگذريد تا در مسير مقدسم به مسيري برنخورم. پدر و مادر عزیزم دوست دارم بعد از شهادتم گريه نکنيد تا موجب آزردگی و رحم نشود همان طور که انسان روزي به دنيا مي آيد پس روزي هم از دنيا مي رود پس بهتر است در راه خدا شهيد شود. و جان خود را فداي کشور و اسلام کند پدر مادر بزرگوارم بايد در راه خدا جهاد کرد و از بذل جان و مال و فرزند دريغ نکرد و اين فرمان خداست که بايد با اهريمن و هر گونه ظلم و ستم تا به آزادگي و حريت دست يابيد دل قوي داريد و صبوري اختيار کنيد و مرا به دست خدا بسپاريد اجرتان با خدا وخدا با صبر کنندگان است و آنها را دوست مي دارد. در ضمن اگر شهيد شدم دوست دارم مرا در خواجه ربيع کنار خويشان مخصوصاً مادر بزرگ عزيزم دفن کنيد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا