* موضوع: خاطرات بعد از مجروحيت
خاطرات زمانی که علی مجروح شده بود من برای ملاقات او رفتم . او رو به من کرد و گفت : به پدر ومادرم درباره مجروح شدنم چیزی نگو تا ناراحت نشوند و من بعد از مجروحيتبهبودی بتوانم به [[جبهه]] بازگردم . راوی محمد یاوری
محمد یاوری
موضوع: لحظه و نحوه شهادت
زمانی که غلام علی مجروح شده افسر تخریب بود من . یک روزغلام همراه یک سرباز برای ملاقات او رفتم پاکسازی مین ها به منطقه می روند آنها جلو تر از بقیه حرکت می کنند . او رو منطقه در حال تخریب بودند که ناگهان بر روی مین ها می رود که منجر به من کرد و گفت : به پدر ومادرم درباره مجروح شدنم چیزی نگو تا ناراحت نشوند و من بعد از بهبودی بتوانم شدن سرباز،و غلام علی نیز به [[جبههشهادت]] بازگردم می رسد .راوی محمد یاوری
* موضوع: توجه به تحصيل و علم آموزي
لحظه آخرین باری که با غلام علی با هم به مرخصی آمده بودیم . مرا تشویق به ادامه تحصیل کردو گفت : [[جنگ]] تمام شده است و نحوه شهادتکشور باید ساخته شود چون کشور به افرادی امثال شما نیاز دارد . پس پیرو امام باش و قدر امام را بدانید زیرا وجود امام مایه برکت و قدرت نظام ما است . راوی محمد یاوری
محمد یاوری
* موضوع: عشق شهادت
غلام علی افسر تخریب بود . یک روزغلام همراه یک سرباز برای پاکسازی مین ها به منطقه می روند آنها جلو تر از بقیه حرکت می کنند . منطقه در حال تخریب بودند که ناگهان بر روی مین ها می رود که منجر به مجروح شدن سرباز،و غلام علی نیز به [[شهادت]] می رسد . توجه به تحصيل و علم آموزي محمد یاوری آخرین باری که با غلام علی با هم به مرخصی آمده بودیم . مرا تشویق به ادامه تحصیل کردو گفت : [[جنگ]] تمام شده است و کشور باید ساخته شود چون کشور به افرادی امثال شما نیاز دارد . پس پیرو امام باش و قدر امام را بدانید زیرا وجود امام مایه برکت و قدرت نظام ما است . عشق شهادت رمضان زارع پور آخرین باری که برادرم به مرخصی آمده بود رو به من کرد و گفت : من از این زندگی خسته شده ام . چون هر چه ازعمرم می گذرد بیشتر گناه می کنم پس دعا کن هر چه زود [[شهید]] شوم تا از این مادیات دنیوی که پوچ و بیهوده می باشد رهایی یابم . بعد از آنکه به جبهه رفت در یک عملیات تخریب به آرزوی دیرینه اش رسید وگفته اش به حقیقت پیوست و به درجه رفیع شهادت نائل رسید .راوی رمضان زارع پور