راوی شمس علی شعبانیان
ما در عملیات خیبر با شهید محمد زارعی بودیم در هنگام شروع عملیات ایشان به من می گفت: من دیگر بر نخواهم گشت و انگار به او الهام شده باشد که به شهادت می رسد. در اوج درگیری وارد یک منطقه ی آلوده به مین شدیم در همان لحظه پای ایشان بر روی یک مین رفت و با انفجار مین پای ایشان قطع شد در آن لحظه درگیری بالا گرفته بود و من تنها نتوانستم او را به پشت خاکریز انتقال دهم او هم سعی می کرد از جا بلند شود که عراقی ها متوجه او شدند و او را به رگبار بستند و بدن مطهرش را سوراخ سوراخ نمودند و ما شاهد این ماجرا بودیم و نتوانستیم برای او کاری انجام دهیم حتی نتوانستیم جنازه ی ایشان را به عقب بیاوریم و در همان منطقه ماند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10757سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />