شهید محمد زاهدی - متولد سبزوار: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۳۰: | سطر ۳۰: | ||
| − | من یک بند هندوانه در بیابان داشتم. یک روز محمد که 7،6 سال بیشتر نداشت، در راه آمدن به سر زمین، تشنه بود و یک هندوانه ای از یک بندی از سر راهش کنده و خورده بود. وقتی پیش من آمد گفتم: باباجان از این راه آمدی تشنه نشدی؟ گفت: چرا ازبند سید حسنی یک بند هندوانه ای گندم و خوردم باید هندوانه اش را ببرم سرجایش بگذارم و رضایت از او بگیرم که من یک هندوانه از بند او کندم می برم و سرجاش می گذارم و بازهم رضایتش را حاصل می کنم. | + | من یک بند هندوانه در بیابان داشتم. یک روز محمد که 7،6 سال بیشتر نداشت، در راه آمدن به سر زمین، تشنه بود و یک هندوانه ای از یک بندی از سر راهش کنده و خورده بود. وقتی پیش من آمد گفتم: باباجان از این راه آمدی تشنه نشدی؟ گفت: چرا ازبند سید حسنی یک بند هندوانه ای گندم و خوردم باید هندوانه اش را ببرم سرجایش بگذارم و رضایت از او بگیرم که من یک هندوانه از بند او کندم می برم و سرجاش می گذارم و بازهم رضایتش را حاصل می کنم.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10807 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10807 | + | |
نسخهٔ ۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۷
کد شهید:6518336
نام :محمد
نام خانوادگی :زاهدی
نام پدر :حسن
محل تولد :سبزوار
تاریخ شهادت :1365/10/24
تحصیلات :نامشخص
شغل :دانش آموز
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :سایر شهدا
مسئولیت :تیربارچیـ ادوات
خاطرات
دقت در حلال و حرام
من یک بند هندوانه در بیابان داشتم. یک روز محمد که 7،6 سال بیشتر نداشت، در راه آمدن به سر زمین، تشنه بود و یک هندوانه ای از یک بندی از سر راهش کنده و خورده بود. وقتی پیش من آمد گفتم: باباجان از این راه آمدی تشنه نشدی؟ گفت: چرا ازبند سید حسنی یک بند هندوانه ای گندم و خوردم باید هندوانه اش را ببرم سرجایش بگذارم و رضایت از او بگیرم که من یک هندوانه از بند او کندم می برم و سرجاش می گذارم و بازهم رضایتش را حاصل می کنم.[۱]