شهید غلام رضا زمانیان: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
(صفحهای جدید حاوی « کد شهید:6306919 نام :غلامرضا نام خانوادگی :زمانیان نام پدر :محمدحسین محل تول...» ایجاد کرد) |
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
کد شهید:6306919 | کد شهید:6306919 | ||
| + | |||
نام :غلامرضا | نام :غلامرضا | ||
| + | |||
نام خانوادگی :زمانیان | نام خانوادگی :زمانیان | ||
| + | |||
نام پدر :محمدحسین | نام پدر :محمدحسین | ||
| + | |||
محل تولد :گناباد | محل تولد :گناباد | ||
| − | تاریخ شهادت :1363/12/ | + | |
| − | + | تاریخ شهادت :1363/12/22 | |
| + | |||
تحصیلات :نامشخص | تحصیلات :نامشخص | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| + | |||
نوع عضویت :سایر شهدا | نوع عضویت :سایر شهدا | ||
| + | |||
مسئولیت :تخریب | مسئولیت :تخریب | ||
| − | |||
| − | |||
| − | + | ==خاطرات== | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | آخرين وداع با خانواده | ||
| + | |||
| + | محمد حسین زمانیان | ||
| + | |||
به خاطر دارم آخرین مرحله ای که پسرم غلامرضا زمانیان می خواست به جبهه برود. پیراهنش را درآورد و گفت: پدر جان بیا و برای آخرین بار بازوهای و اندام مرا نگاه کن. که بازوهای من فقط برای جنگ خوب است. پدر جان بیا ، بازوهای مرا ببوس چون ممکن است که دیگر مرا نبینی. من گریه ام گرفت وبرای آخرین بار بازوها و صورتش را بوسیدم و ایشان وسایلش را جمع کرد و به جبهه رفت. | به خاطر دارم آخرین مرحله ای که پسرم غلامرضا زمانیان می خواست به جبهه برود. پیراهنش را درآورد و گفت: پدر جان بیا و برای آخرین بار بازوهای و اندام مرا نگاه کن. که بازوهای من فقط برای جنگ خوب است. پدر جان بیا ، بازوهای مرا ببوس چون ممکن است که دیگر مرا نبینی. من گریه ام گرفت وبرای آخرین بار بازوها و صورتش را بوسیدم و ایشان وسایلش را جمع کرد و به جبهه رفت. | ||
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10956 | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10956 | ||
نسخهٔ ۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۶
کد شهید:6306919
نام :غلامرضا
نام خانوادگی :زمانیان
نام پدر :محمدحسین
محل تولد :گناباد
تاریخ شهادت :1363/12/22
تحصیلات :نامشخص
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :سایر شهدا
مسئولیت :تخریب
خاطرات
آخرين وداع با خانواده
محمد حسین زمانیان
به خاطر دارم آخرین مرحله ای که پسرم غلامرضا زمانیان می خواست به جبهه برود. پیراهنش را درآورد و گفت: پدر جان بیا و برای آخرین بار بازوهای و اندام مرا نگاه کن. که بازوهای من فقط برای جنگ خوب است. پدر جان بیا ، بازوهای مرا ببوس چون ممکن است که دیگر مرا نبینی. من گریه ام گرفت وبرای آخرین بار بازوها و صورتش را بوسیدم و ایشان وسایلش را جمع کرد و به جبهه رفت.