ویرایش‌ها

شهید غلام علی مهدی زاده‌ فیض‌ آبادی‌

۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۰۸
متن کامل خاطره
شب خواب دیدم . جلوی صحن حضرت معصومه(س) ایستاده بودم یک گاری میوه جلویم بود . با یک سید صحبت می کردیم سید به من گفت : تا از این کار نانی بدست می آید من گفتم: که دو پسر دارم که در جبهه هستند و خدا می رساند سید به من گفت: همین برای تو بس است. و دیدم که از پله ها می آید بالا یک سید دیگر آمد و یکی از میوه های دیگر گاری را برداشت. به او گفتم : همین یکی کافی است . و روز بعد خبر شهادتش را آوردند. و فهمیدم که زمانی که میوه را از من گرفته اند پسرم [[شهید ]] شده است.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19847 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
۶۸۰
ویرایش