خاطرات
از مشهد که برگشت حال و روزش تغییر کرد نشاط عجیبی داشت، از بیشتر دوستان و آشنایان خداحافظی کرد و از همه حلالیت طلبید. قرار بود فردا با دوستانش عازم جبهه شود، همان روز رفتیم به گلستان شهدا، سر قبر [[شهید سید رحمان هاشمی]]. دیگر گریه نمی کرد. دو تن دیگر از دوستانش در کنار رحمان آرمیده بودند، به مزار آن ها خیره شد؛ گویی چیزهایی می دید که ما از آن ها بی خبر بودیم. رفت سراغ مسئول گلستان شهدا، از او خواست در کنار سید رحمان کسی را دفن نکند. ایشان هم گفت : من نمی توانم قبر را نگه دارم؛ شاید فردا یک شهید آوردند و گفتند می خواهیم اینجا دفن کنیم. محمد نگاهی به صورت پیرمرد انداخت و گفت : شما فقط یک ماه اینجا را برای من نگهدار. همان طور هم شد و محمد در کنار سید رحمان دفن شد. راوی علی تورجی
وصیت نامه
خدمت خانواده عزیزم سلام عرض می نمایم وامیدوارم که حالتان خوب وهمیشه و همیشه موفق وپیروز و پیروز باشید. چند نکته به عنوان وصیت برای شما خانواده عزیزم بیان می نمایم. ابتداازپدرومادرمهربانم ابتدا ازپدر و مادرمهربانم می خواهم که واقعا مراحلال کنندوازدست مرا حلال کنند و ازدست من راضی باشند ودنباله رواین رو این انقلاب ورهبرعزیزمان و رهبرعزیزمان باشند وخدای نکرده نکند حرفی بزنیدکه بزنید که باعث رکودوشکست رکود و شکست این انقلاب شود. همچنین از برادران بسیارخوبم بسیار خوبم می خواهم که از دست اینجانب راضی باشیدوهمچنین باشید وهمچنین می خواهم که پشتیبان این انقلاب ورهبرعزیزمان باشید. وازتوخواهربسیارمهربانم و از تو خواهر بسیارمهربانم که واقعا مثل مادربرای من بودی,می خواهم که مراحلال مرا حلال کنی وهمانطورکه تا به حال حجابت رارعایت کرده ای,رعایت کنی وهمچنین فرزندانت رادرمسیراین را در مسیر این انقلاب واسلام عزیز قراردهی. دیگر حرفی برای گفتن ندارم,فقط از شما پدرمهربانم می خواهم که مدت یک سال برای من نمازوروزه بدهید بخوانندودیگراین که ازدوستان وآشنایان خواهانم که اگر روزی غیبتشان راکردم ویا بد آنها راگفتم مرا حلال کنند. خداوند یار ویاورمسلمین و یاور مسلمین باشد.انشاالله خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار منتظری نستوه برای نصر اسلام محافظت بفرما باید ببخشید که وقت اضافی نداشتم که زیادتر بنویسم ,در ضمن مادرم مبلغ هزاروصدتومان وپدرم و پدرم مبلغ چهارهزارتومان از من طلبکار هستند.
http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=8