ویرایش‌ها

شهید میثم حجابی

۳۷ بایت اضافه‌شده، ‏۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۰
برادرم میثم یک روز که برای مرخصی به خانه آمده بود و در زمین فوتبال مشغول بازی بود. در حین بازی با صدای بلند فریاد زد که میثم شهید شد دوستان میثم به او اعتراض کردند و از او خواستند که این حرف را تکرار نکند اما او با لبخند گفت: من شهادت را خیلی دوست دارم.
او در طول مدتی که به جبهه می رفت هر لحظه منتظر شهادت بود مثلاً وقتی که پدر و مادر و دیگر بزرگ ترها از ایشان خواستند که ازدواج کند او می گفت: من فعلاً سرباز هستم و مشغول جنگ و از آینده خود خبر ندارم، باشد برای بعد ...
<ref>سایت نویدشاهد</ref>
منبع:سایت نویدشاهد ==پانویس== <references />
۲٬۹۹۷
ویرایش