منطقه عمومی حلبچه به جز در غرب و شمال که دریاچه سد دربندیخان در آن واقع است، توسط ارتفاعات بلند و صعبالعبوری محصور شده است که هر یک از این ارتفاعات از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به طوری که بالامبو و شاخ آن بر دریاچه دربندیخان و دشت و ارتفاعات تمورژنان مسلط است. شاخ تمورژنان نیز بر شاخ شمیران، سد دربندیخان، تونل جاده سلیمانیه ـ بغداد تسلط دارد. علاوه بر ارتفاعات فوقالذکر، میتوان از ارتفاعات و ناهمواریهای دیگر منطقه نام برد که مهمترین آنها عبارتند از: ارتفاعات پرونیه، توانیر، پنج قله، شینه روی، تپه چناره، سه تپه، خورنوازان، تپه هانی قول، تپه سزام و شاخ دارزین. هم چنین شیارهای موجود در منطقه نقش موثری در اختفاء نیروهای خودی داشته و بعضاً به عنوان معابر وصولی مورد استفاده قرار گرفتهاند. از جمله این شیارها میتوان از دره گلان، شیار زلم، شیار سورمر، شیار سازان، دره خورنوازان، شیار بالای روستای خورد و شیار وشکنام نام برد.
مهمترین تأسیسات اقتصادی منطقه، سد دربندیخان است که علاوه بر پرورش ماهی و کشاورزی، در تأمین برق قسمت وسیعی از عراق نقش مهمی دارد. پادگان حلبچه، پادگان لشکر لشگر 27 در کانی مانگا، مقر فرماندهی نیروهای دفاع الوطنی سپاه یکم در منطقه رود اژه و پایگاه های موشکی سام 2 و سام 7 نیز از جمله تأسیسات نظامی در این منطقه میباشند. شهرهای مهم عراق در این منطقه نیز به ترتیب وسعت و اهمیت عبارتند از: حلبچه، خرمال و دوجیله.<ref name="ash" />
==== قرارگاه قدس ====
# لشکر لشگر 7 ولی عصر (عج) با 6 گردان.# لشکر لشگر 33 المهدی (عج) با 6 گردان.# لشکر لشگر 25 کربلا با 10 گردان.# لشکر لشگر 19 فجر با 6 گردان.# لشکر لشگر 17 علی ابن ابی طالب (ع) با 6 گردان.# لشکر لشگر 41 ثارالله با 7 گردان.
# تیپ مستقل 39 بیتالمقدس با 4 گردان.<ref name="ash" />
==== قرارگاه ثامنالائمه (ع) ====
# لشکر لشگر 9 بدر با 8 گردان.# لشکر لشگر 55 ویژه شهدا با 6 گردان.
# تیپ مستقل 36 انصار المهدی(عج) با 4 گردان.
# تیپ مستقل 75 ظفر با 2 گردان.
==== قرارگاه فتح ====
# لشکر لشگر 8 نجف اشرف با 5 گردان.# لشکر لشگر 14 امام حسین (ع) با 5 گردان.# لشکر لشگر 11 امیرالمؤمنین(ع) با 4 گردان.
# تیپ مستقل 82 صاحبالامر با 3 گردان.
# تیپ مستقل 91 بقیةالله (عج) با 3 گردان.
در محور قرارگاه قدس، پس از تصرف مله خور و ارتفاعات چناره، خرنوازان، هانی فتح، اگر چه بالامبو و تنگه به تصرف درآمد، لیکن به دلیل توقف قرارگاه قدس و نیز واکنش دشمن در جناح چپ عملیات، نیروها روی شاخ سورمر و شاخ شمیران متوقف شدند. در محور قرارگاه ثامنالائمه (ع)، نیروهای عمل کننده ارتفاعات مگر از سلسله ارتفاعات بالامبو و نیمی از شیندروی را تصرف کردند و به رغم روشن شدن آسمان، برای الحاق روی یال ارتباطی شامل دشت سازان و سپس نیمی دیگر از ارتفاعات شیندروی، به پیشروی خود ادامه دادند. قرارگاه رمضان نیز در این مرحله تنها توانست پمپ بنزین شهر حلبچه را به آتش بکشد.
قابل ذکر است که نیروهای جهادگر با احداث جاده های مناسب در ارتفاعات سر به فلک کشیده و زدن پلهای حیاتی، نقش مهمی در تسریع حرکت نیروهای عمل کننده ایفا کردند، تا جایی که نیروهای به اسارت گرفته شده در عملیات والفجر 10 از سرعت عمل نیروهای عمل کننده در این منطقه صعبالعبور ابراز شگفتی میکردند. سرهنگ پیاده کوکب محمد امین از تیپ کماندویی لشکر لشگر 34 عراق میگوید: «با وجود موانع سخت و طبیعی و ایذایی، به ذهن ما خطور نمیکرد که رزمندگان اسلام بتوانند به ما نزدیک شوند، از این رو ما زمانی از آغاز عملیات با خبر شدیم که در محاصره کامل قرار داشتیم.» با گذشت ساعتها از آغاز عملیات و تصرف شهر خرمال و دهها روستا در استان سلیمانیه، طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق طی مصاحبه ای در لندن اعلام کرد: «اخبار مربوط به عملیات ایران در جبههها تنها یک شایعه است.»
در حالی که نیروهای خودی از روحیه خوبی برخوردار بودند و تلفات آنان نیز بسیار اندک بود، از هم گسیختگی قوای دشمن و عدم حضور جدی آنها در منطقه موجب شد تا بر تسریع آغاز مرحله دوم عملیات تاکید شود. دشمن بنابر تصوری که در مورد عملیات داشت، ستونهای متعدد و طویلی را با عبور از پلهای ملاویسی و زلم به طرف دوجیله و سپس حلبچه کرد.<ref name="ash" />
«ما چون حسن نیتی در آنهایی که مسئولان پیگیری راه حل ختم جنگ با معرفی متجاوز از طریق شورای امنیت بودند ندیدیم، عملیات والفجر 10 را آغاز کردیم. این اولین عملیات جمهوری اسلامی ایران بود که با وجود مردم این منطقه، در شهر صورت گرفت و بخش مسکونی قابل توجهی از عراق تصرف شد و از این جهت که مردم یک شهر تصرف شده کاملاً وفادار به نیروهای فاتح بوده و از آنان کاملاً رضایت داشتند، بینظیر و کمنظیر است. جالب اینکه این چند شهر در تمام مدت جنگ در معرض برد توپخانة اسلامی ایران بودهاند و همین روزهای آخر صدام ادعا کرده بود که ایران با توپخانه این شهرها را مورد حمله قرار داده است.»<ref name="saj1" />
==== سرلشکر سرلشگر محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران ====
«با عملیات والفجر 10 دریچة جدیدی برای وارد آوردن ضربات مهلک بر قوای دشمن بعثی در این منطقه گشوده شده است. عملیات والفجر 10 ضربة نظامی دیگری به دشمن وارد کرد و ابعاد وسیع و گسترده و عظمت این حادثه آنقدر بزرگ بود که دنیا از حیرت به سکوت واداشته شد... جبهه گشوده شدة جدید، پس از جبهههای بغداد و بصره، سومین جبهه مهم است.»<ref name="saj1" />
رمضان علی احمد آبادی آرانی:
روز شنبه مورخ 22/ 12/ 66 بچه های گردان علی بن ابی طالب(ع) از لشکر لشگر 8 نجف ناهار را در موقعیت مهدی (عج) صرف کردند. برای آخرین بار فرمانده گردان شهید علی اربابی ما را نسبت به نقشه عملیات آماده نمود. در آنجا جمله ای گفت که من بعد از گذشت ده سال اهمیت سخنش را درک نمودم. او گفت: جنگ بالاخره تمام میشود و کسانی بازنده خواهند بود که به جبهه آمده باشند ولی شهید نشده باشند و گرفتار مکر و فریب دنیا باشند. حدود ساعت 5/4 بعد از ظهر سوار تویوتا روانه اسکله کنار رودخانه سیروان. شدیم در آنجا وضو گرفتیم. بچهها برای آخرین بار با هم خداحافظی کردند و سوار قایق شدند. ساعتی روی آب بودیم. با فرا رسیدن وقت مغرب به دستور نماز را داخل قایق خواندیم دقایقی بعد قایقها خاموش شدند و مسافتی را با پارو زدن به جلو حرکت کردیم تا اینکه قایقها در ساحل رودخانه متوقف شدند. آهسته و بدون سر و صدا پیاده شدیم. پس از حدود نیم ساعت توجیه و آخرین هماهنگیهای لازم، حرکت پیاده گردان به سوی مواضع دشمن آغاز شد.
پس از هفت ساعت پیادهروی و پیشروی با عبور از میان سنگرهای کمین دشمن، در حالی که باران شدیدی شروع به باریدن کرده بود گردان به صورت ستونی به حرکت خود ادامه میداد. هنگام عبور از تپه یکی از برادران بسیجی به علت لغزندگی زمین پایش سر خورد و چند متر به پایین پرت شد. چند نفر از برادران به کمک او شتافتند که این قضیه باعث ایجاد رخنه و فاصله در بین ستون گروهان گردید و در نتیجه بقیه گروهان که حدود 50 نفر بودیم راه را گم کردیم و گردان را دیگر پیدا نکردیم.
با اینکه بی سیم در اختیار داشتیم ولی به علت سکوت رادیویی از بی سیم استفاده نمیکردیم که مبادا قبل از رسیدن رزمندگان به مواضع دشمن و اجرای آتش به سوی آنها، دشمن با استراق سمع متوجه آنها شود و اصل مأموریت گردان ناکام بماند. ساعتها بدین شکل نگران و سرگردان بودیم و نمیدانستیم به کدام قسمت برویم.
با فرا رسیدن اذان صبح هوا کم کم روشن میشد. در یک لحظه از بی سیم صدایی شنیدیم که یکی از گردانهای دیگر لشکر لشگر فرمانده گردان ما را صدا زد .متوجه شدیم که حالا اجازه استفاده از بی سیم را داریم. یکی از برادران سریعاً با فرمانده گردان تماس گرفت. فرمانده گردان وقتی صدای ما را شنید خیلی خوشحال و متعجب گفت: شما کجایید؟! ما را خیلی نگران کردید.
فرمانده گردان با شلیک کلت منور در آسمان جای خود را مشخص کرد. ما با سرعت هر چه بیشتر خود را به گردان رساندیم و متوجه شدیم خط دشمن شکسته شده. چون جناح راست ما زودتر به خط دشمن زده بودند. نیروهای عراقی مقابل گردان ما پا به فرار گذاشته بودند. بچه های ما بدون هیچ مقاومتی، آنجا را تصرف کرده بودند. یک خط پدافندی در 7 کیلومتری شهر حلبچه عراق (پاسگاه هانسوره) تشکیل دادیم. شبهای بعد به سوی شهر عملیات را ادامه دادیم و شهر را از وجود بعثیها پاک نمودیم. <ref>[http://www.sajed.ir/detail/12043 وبگاه جامع دفاع مقدس - ساجد]</ref>
[[رده: عملیات های مرزی (گستره عملیات هم در داخل و هم خارج از مرز بوده است)]]
[[رده: عملیات های سپاه]]
[[رده: عملیات های با استعداد چند تیپ و لشکرلشگر]]
[[رده: منجر به پیروزی نظامی]]
[[رده: عملیات های زمینی]]