شهید محمدرضا ارفعی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شه ی د : 6400846 تار ی خ تولد : 1342/01/18 نام : محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگ ی...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
کد شه ی د : 6400846 تار ی خ تولد : 1342/01/18
+
کد شهید: 6400846 تاریخ تولد : 1342/01/18
 
+
نام : محمدرضا محل تولد : مشهد
نام : محمدرضا محل تولد : مشهد
+
نام خانوادگی : ارفعی‌ تاریخ شهادت : 1364/01/02
 
+
نام پدر : محمدابراهیم‌ مکان شهادت : جنوب
نام خانوادگ ی : ارفع ی‌ تار ی خ شهادت : 1364/01/02
+
 
+
نام پدر : محمدابراه ی م‌ مکان شهادت : جنوب
+
 
+
 
+
تحص ی لات : نامشخص منطقه شهادت :
+
 
+
شغل : پاسدار انقلاب اسلام ی ی گان خدمت ی : ت ی پ 18 جواد‌الائمه (ع) لشکر 5 نصر
+
 
+
گروه مربوط : فرماندهان شه ی د خراسان
+
 
+
نوع عضو ی ت : فرمانده هان رده دو مسئول ی ت : فرمانده‌عمل ی ات‌
+
 
+
گلزار : بهشت‌رضا(ع‌)
+
  
 +
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
 +
شغل : پاسدار انقلاب اسلامی یگان خدمتی : تیپ 18 جواد‌الائمه (ع) لشکر 5 نصر
 +
گروه مربوط : فرماندهان شهید خراسان
 +
نوع عضویت : فرمانده هان رده دو مسئولیت : فرمانده‌عملیات‌
 +
گلزار : بهشت‌رضا(ع‌)
  
 
زندگی نامه
 
زندگی نامه
 +
فرمانده طرح و عملیات تیپ18 جواد الائمه(ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
  
فرمانده طرح و عمل ی ات ت ی پ 18 جواد الائمه(ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلام ی )
+
"محمد رضا ارفعی” ‌ در فروردین ماه سال 1342 در “مشهد” متولد شد. مادرش می گوید: تولد او مقارن با سال روز تولد حضرت رضا (ع) بود. پزشکی که عمل زایمان را انجام می داد، نوزاد را با جعبه ی شیرینی نزد من آورد و گفت: فرزنت نامش را با خود آورده است او را "محمد رضا" بنامید.
  
 +
شهید قبل از دبستان به مکتب رفت و قرآن را فرا گرفت. چهار ساله بود که خواهرش ازدواج کرد و ساکن تهران شد و محمد رضا هم به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. از سن شش سالگی در منطقه نازی آباد تهران به مدرسه رفت.
  
" محمد رضا ارفع ی ” ‌ در فرورد ی ن ماه سال 1342 در “مشهد” متولد شد. مادرش م ی گو ی د : تولد او مقارن با سال روز تولد حضرت رضا (ع) بود. پزشک ی که عمل زا ی مان را انجام م ی داد، نوزاد را با جعبه ی ش ی ر ی ن ی نزد من آورد و گفت: فرزنت نامش را با خود آورده است او را "محمد رضا" بنام ی د .
+
در سال دوم راهنمایی به دلیل این که محیط "تهران" برایش خوشایند نبود از والدینش خواست او را به "مشهد" نزد پدر بزرگش بفرستند تا با آنها زندگی کند و تحصیلات خود را در "مشهد" ادامه دهد. او ضمن تحصیل در ایام تعطیل به شیشه بری و مکانیکی نیز مشغول بود. وی پس از اتمام دوره راهنمایی،‌ در دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ به تحصیل ادامه داد.
  
 +
دوران تحصیل اودر دبیرستان همزمان بود با مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت دیکتاتوری پهلوی،او که شاهد فساد ،بی بندو باری وظلم حکومت بود به صف مبارزین پیوست وتا پیروزی انقلاب لحظه ای از پای ننشست.
  
شه ی د قبل از دبستان به مکتب رفت و قرآن را فرا گرفت. چهار ساله بود که خواهرش ازدواج کرد و ساکن تهران شد و محمد رضا هم به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. از سن شش سالگ ی در منطقه ناز ی آباد تهران به مدرسه رفت .
+
با شروع جنگ تحمیلی در سال 1359 او به جبهه رفت وتا دوم فروردین 1364که در بیمارستان امام خمینی تبریزوبر اثر جراحت های ناشی از مجروحیت به شهادت رسید، حضوری تاثیر گذار در جنگ داشت.
  
 +
روز 12 فروردین 1364 پس از تشییع،‌ پیکر پاکش در بهشت رضا (ع) در مشهددفن شد.
  
در سال دوم راهنما یی به دل ی ل ا ی ن که مح ی ط "تهران" برا ی ش خوشا ی ند نبود از والد ی نش خواست او را به "مشهد" نزد پدر بزرگش بفرستند تا با آنها زندگ ی کند و تحص ی لات خود را در "مشهد" ادامه دهد. او ضمن تحص ی ل در ا ی ام تعط ی ل به ش ی شه بر ی و مکان ی ک ی ن ی ز مشغول بود. و ی پس از ات مام دوره راهنما یی ،‌ در دب ی رستان حاج تق ی آقا بزرگ به تحص ی ل ادامه داد .
+
منبع:"فرهنگ جاودانه های تاریخ ،زندگی نامه فرماندهان شهید خراسان"نوشته ی سید سعید موسوی ،نشر شاهد،تهران-1386
  
 +
====
  
دوران تحص ی ل اودر دب ی رستان همزمان بود با مبارزات مردم ا ی ران بر عل ی ه حکومت د ی کتاتور ی پهلو ی ،او که شاهد فساد ،ب ی بندو بار ی وظلم حکومت بود به صف مبارز ی ن پ ی وست وتا پ ی روز ی انقلاب لحظه ا ی از پا ی ننشست .
+
خاطره برگزیده
  
 +
امام رضا(سلام الله علیه): ما زارَنی أحَدٌ مِن أَولیائی عارِفاً به حقی إلّا شُفِّعتُ فِیهِ یَومَ الْقیامَةِ
  
با شروع جنگ تحم ی ل ی در سال 1359 او به جبهه رفت وتا دوم فرورد ی ن 1364که در ب ی مارستان امام خم ی ن ی تبر ی زوبر اثر جراحت ها ی ناش ی از مجروح ی ت به شهادت رس ی د، حضور ی تاث ی ر گذار در جنگ داشت .
+
هر یک از دوستانم مرا با شناخت حقّم زیارت نمی‌کند مگر این که در روز قیامت، شفاعتم از او پذیرفته می‌شود.
  
 +
وسائل الشیعة، ج 13، ص 552
  
روز 12 فرورد ی ن 1364 پس از تش یی ع،‌ پ ی کر پاکش در بهشت رضا (ع) در مشهددفن شد .
+
لایق زیارت
  
 +
مثل همیشه همراهش به حرم امام‌رضا(ع) رفتم. وارد صحن که شدیم، روبه‌روی گنبد طلا ایستاد و درحالی‌که به گنبد چشم دوخته بود، گفت: «شما بروید، من داخل حرم نمی‌یام.»
  
منبع :"فرهنگ جاودانه ها ی تار ی خ ،زندگ ی نامه فرماندهان شه ی د خراسان"نوشته ی س ی د سع ی د موسو ی ،نشر شاهد،تهران-1386
+
متعجب به نگاه خیس از اشکش نگریستم: «شما که این‌قدر عاشق امام‌رضا(ع) هستین برای چی داخل حرم نمی‌یاین؟» دلیلی برایم نیاورد.
  
 +
گویی دوست داشت در حال و هوای خوش با آقایش راز دل بازگوید. وقتی اصرار را بی‌فایده دیدم، تنها به داخل حرم رفتم تا نماز و زیارتنامه بخوانم.
  
====
+
از حرم که بیرون آمدم، او را دیدم که همچنان رو به گنبد طلا ایستاده بود. پهنای صورتش خیس اشک شده بود و زیر لب با امام‌رضا(ع) حرف می‌زد.
  
 +
کنارش رفتم و با دلخوری گفتم: «بالاخره چه دلیلی داشتی که همراهم داخل حرم نیامدی؟»
  
خاطره برگز ی ده
+
نگاه بارانی‌اش را از گنبد طلا گرفت و به نگاهم چشم دوخت. گویی بعد از سال‌ها هنوز صدایش در گوشم تکرار می‌شود که گفت: «وارد حرم شدن و زیارت، حالی خاص می‌خواهد، ولی نمی‌دانم چرا امروز آن حال زیارت به من دست نداد، شاید که لایق زیارت نبودم و...»
 
+
 
+
امام رضا(سلام الله عل ی ه ): ما زارَن ی أحَدٌ مِن أَول ی ائ ی عارِفاً به حق ی إلّا شُفِّعتُ فِ ی هِ یَ ومَ الْق ی امَةِ
+
 
+
 
+
هر ی ک از دوستانم مرا با شناخت حقّم ز ی ارت نم ی‌ کند مگر ا ی ن که در روز ق ی امت، شفاعتم از او پذ ی رفته م ی‌ شود .
+
 
+
 
+
وسائل الش ی عة، ج 13، ص 552
+
 
+
 
+
لا ی ق ز ی ارت
+
 
+
 
+
مثل هم ی شه همراهش به حرم امام‌رضا(ع) رفتم. وارد صحن که شد ی م، روبه‌رو ی گنبد طلا ا ی ستاد و درحال ی‌ که به گنبد چشم دوخته بود، گفت: «شما برو ی د، من داخل حرم نم ی‌ی ام .»
+
 
+
 
+
متعجب به نگاه خ ی س از اشکش نگر ی ستم : «شما که ا ی ن‌قدر عاشق امام‌رضا(ع) هست ی ن برا ی چ ی داخل حرم نم ی‌ی ا ی ن؟» دل ی ل ی برا ی م ن ی اورد .
+
 
+
 
+
گو یی دوست داشت در حال و هوا ی خوش با آقا ی ش راز دل بازگو ی د . وقت ی اصرار را ب ی‌ فا ی ده د ی دم، تنها به داخل حرم رفتم تا نماز و ز ی ارتنامه بخوانم .
+
 
+
 
+
از حرم که ب ی رون آمدم، او را د ی دم که همچنان رو به گنبد طلا ا ی ستاده بود. پهنا ی صورتش خ ی س اشک شده بود و ز ی ر لب با امام‌رضا(ع) حرف م ی‌ زد .
+
 
+
 
+
کنارش رفتم و با دلخور ی گفتم: «بالاخره چه دل ی ل ی داشت ی که همراهم داخل حرم ن ی امد ی ؟ »
+
 
+
 
+
نگاه باران ی‌ اش را از گنبد طلا گرفت و به نگاهم چشم دوخت. گو یی بعد از سال‌ها هنوز صدا ی ش در گوشم تکرار م ی‌ شود که گفت: «وارد حرم شدن و ز ی ارت، حال ی خاص م ی‌ خواهد، ول ی نم ی‌ دانم چرا امروز آن حال ز ی ارت به من دست نداد، شا ی د که لا ی ق ز ی ارت نبودم و ...»
+
 
+
 
+
وقت ی به حرف‌ها ی آن روز محمدرضا فکر م ی‌ کنم، معن ی حرف‌ها ی ش را نم ی‌ فهمم ! هنوز هم نم ی‌ دانم لا ی ق ز ی ارت بودن ی عن ی چه؟ کاش خودش بود و برا ی م تفس ی رش م ی‌ کرد .
+
 
+
 
+
 
+
راو ی : زهرا غفور ی ان، همسر شه ی د محمدرضا ارفع ی
+
 
+
 
+
کتب
+
 
+
عنوان ی اران خراسان ی
+
 
+
نو ی سنده عل ی رضا قربان ی و همکاران
+
 
+
ناشر ستاره ها
+
 
+
تار ی خ نشر 1388/07/01
+
 
+
چک ی ده
+
 
+
ی اران خراسان ی عنوان کتاب ی‌ است که عل ی رضا قربان ی و همکارانش به همت نشر ستاره‌ها وابسته به کنگره بزرگداشت شهدا ی خراسان  نخست ی ن چاپ آن را در مهر 1388 روانه بازار کتاب کردند. ا ی ن کتاب که تا کنون ب ی ش از 120هزار نسخه از آن چاپ و منتشر شده‌است، علاوه بر معرف ی کوت اه ی از نقش خراسان در دفاع مقدس، به معرف ی ی ادمان‌ها ی دفاع مقدس ی م ی‌ پردازد که کاروان ی ان راه ی ان نور به هنگام سفر با کاروان راه ی ان نور از آنجا بازد ی د م ی کنند .
+
 
+
ی اران خراسان ی همچن ی ن در هر فصل علاوه بر معرف ی عمل ی ات‌ها یی که در منطقه مورد بازد ی د راه ی ان نور انجام شده، به معرف ی فرماندهان شه ی د خراسان ی که در آن منطقه به شهادت رس ی ده‌اند م ی‌ پردازد .
+
 
+
کتاب ی اران خراسان ی همچن ی ن در پا ی ان هر فصل مطالب ی شامل داستان کوتاه، فرهنگ جبهه و شعر ن ی ز در بر دارد .
+
 
+
 
+
 
+
شهدا ی مرتبط با ا ی ن کتاب: شه ی د غلامرضا مخبر ی‌ - شه ی د نورعل ی شوشتر ی - شه ی د عل ی ص ی اد ش ی راز ی - شه ی د پرو ی ز حبران ی‌ - شه ی د محمود منظ‌م‌ تولائ ی‌ - شه ی د عبدالحس ی ن‌ برونس ی‌ - شه ی د رمضان‌ عل ی عامل گوشه نش ی ن - شه ی د س ی د عبدالکر ی م هاشم ی نژاد - شه ی د ی وسف کلاهدوز - شه ی د محمود کاوه‌ - شه ی د س ی د محمد تق ی‌ رضو ی ‌مبرقع‌ - شه ی د بابامحمد رستم ی‌ رهورد - شه ی د س ی دعل ی‌ حس ی ن ی ‌ابراه ی م ‌آباد ی - شه ی د حسن‌ آقاس ی‌ زاده‌شعرباف‌ - شه ی د محمد ناصر ناصر ی - شه ی د محمدمهد ی‌ خادم‌الشر ی عه‌ - شه ی د محمدجواد مهد ی ان‌پور - شه ی د عز ی زاله‌ جعفر ی‌ - شه ی د رجب عل ی محمدزاده - شه ی د محمد حسن نظر نژاد - شه ی د حسن‌ عل ی مردان ی‌ - شه ی د مهد ی‌ صبور ی‌ پورباباد ی‌ - شه ی د عل ی‌ اصغر صاحب‌الزمان ی‌ - شه ی د محمد پارسا - شه ی د محمود لاچ ی ن ی‌ - شه ی د غلام‌محمد ن ی ک‌ع ی ش‌ - شه ی د ابوالفضل‌ رف ی ع ی‌ س ی ج‌ - شه ی د حس ی ن‌ کارگر - شه ی د حسن‌ آزاد ی‌ - ش ه ی د عل ی رضا نعمان ی‌ - شه ی د غلامحس ی ن‌ اسدالله ی‌ - شه ی د مسعود افشار ی ان‌ شاند ی ز - شه ی د س ی د محمود سب ی ل ی ان‌ - شه ی د ابوالقاسم‌ ش ی خ‌ الاسلام ی‌ - شه ی د غلامرضا پروانه‌ - شه ی د حس ی ن‌ ام ی ن ی‌ مقدم - شه ی د محمد حس ی ن‌ مهاجر قوچان ی‌ - شه ی د ول ی‌ اله‌ چراغچ ی ‌مسجد ی‌ - شه ی د محم درضا ارفع ی‌ - شه ی د محمدحس ی ن‌ بص ی ر - شه ی د س ی دخل ی ل‌ بهشت ی‌ مسئله‌گو - شه ی د محمدعل ی‌ حافظ ی عسکر ی - شه ی د صادق‌ سم ی ع ی‌ دلوئ ی‌ - شه ی د محمد حصار ی - شه ی د حسن‌ درو ی ش ی‌ - شه ی د اسماع ی ل‌ ب ی ت‌اله ی‌ - شه ی د جواد جام ی‌ خراسان ی‌ - شه ی د عل ی‌ اصغر ناج ی‌ م ی دان ی‌ - شه ی د س ی دحس ی ن‌ فا ضل‌الحس ی ن ی‌ - شه ی د احمد رمضان ی ‌ثان ی‌ - شه ی د س ی دابراه ی م‌ شج ی ع ی‌ - شه ی د محمد رضا نظافت ی زد ی - شه ی د محمد فرومند ی‌ - شه ی د حسن‌ انفراد ی - شه ی د رضا خضرائ ی‌ راد - شه ی د عل ی‌ اصغر حس ی ن ی محراب‌ - شه ی د عل ی رضا آزما ی ش‌ - شه ی د س ی دمحمدعل ی‌ مهرداد آ ی سک‌ - شه ی د گل‌محمد غزنو ی‌ - شه ی د محمدباقر صادق‌جواد ی‌ - شه ی د ابراه ی م‌ محبوب‌ - شه ی د محمدحسن‌ ستوده‌ - شه ی د حس ی ن جوانان - شه ی د مهد ی‌ فرود ی‌ - شه ی د ناصر سازگار - شه ی د قاسم‌ ا ی مان‌پرست‌ - شه ی د نورالله‌ کاظم ی ان - شه ی د س ی انوش (مصطف ی ) رحمان ی - شه ی د حس ی نعل ی‌ امجد ی‌ زاده‌ - شه ی د حس ی نعل ی امام‌دوست - شه ی د مصطف ی تق ی جراح - شه ی د س ی دعباس‌ موسو ی‌ قوچان ی
+
  
 +
وقتی به حرف‌های آن روز محمدرضا فکر می‌کنم، معنی حرف‌هایش را نمی‌فهمم! هنوز هم نمی‌دانم لایق زیارت بودن یعنی چه؟ کاش خودش بود و برایم تفسیرش می‌کرد.
  
  
 +
راوی: زهرا غفوریان، همسر شهید محمدرضا ارفعی
  
  
 
یاران رضا
 
یاران رضا
 
+
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=1985
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 1985
+

نسخهٔ ‏۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۲

کد شهید: 6400846 تاریخ تولد : 1342/01/18 نام : محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگی : ارفعی‌ تاریخ شهادت : 1364/01/02 نام پدر : محمدابراهیم‌ مکان شهادت : جنوب

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : پاسدار انقلاب اسلامی یگان خدمتی : تیپ 18 جواد‌الائمه (ع) لشکر 5 نصر گروه مربوط : فرماندهان شهید خراسان نوع عضویت : فرمانده هان رده دو مسئولیت : فرمانده‌عملیات‌ گلزار : بهشت‌رضا(ع‌)

زندگی نامه فرمانده طرح و عملیات تیپ18 جواد الائمه(ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

"محمد رضا ارفعی” ‌ در فروردین ماه سال 1342 در “مشهد” متولد شد. مادرش می گوید: تولد او مقارن با سال روز تولد حضرت رضا (ع) بود. پزشکی که عمل زایمان را انجام می داد، نوزاد را با جعبه ی شیرینی نزد من آورد و گفت: فرزنت نامش را با خود آورده است او را "محمد رضا" بنامید.

شهید قبل از دبستان به مکتب رفت و قرآن را فرا گرفت. چهار ساله بود که خواهرش ازدواج کرد و ساکن تهران شد و محمد رضا هم به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. از سن شش سالگی در منطقه نازی آباد تهران به مدرسه رفت.

در سال دوم راهنمایی به دلیل این که محیط "تهران" برایش خوشایند نبود از والدینش خواست او را به "مشهد" نزد پدر بزرگش بفرستند تا با آنها زندگی کند و تحصیلات خود را در "مشهد" ادامه دهد. او ضمن تحصیل در ایام تعطیل به شیشه بری و مکانیکی نیز مشغول بود. وی پس از اتمام دوره راهنمایی،‌ در دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ به تحصیل ادامه داد.

دوران تحصیل اودر دبیرستان همزمان بود با مبارزات مردم ایران بر علیه حکومت دیکتاتوری پهلوی،او که شاهد فساد ،بی بندو باری وظلم حکومت بود به صف مبارزین پیوست وتا پیروزی انقلاب لحظه ای از پای ننشست.

با شروع جنگ تحمیلی در سال 1359 او به جبهه رفت وتا دوم فروردین 1364که در بیمارستان امام خمینی تبریزوبر اثر جراحت های ناشی از مجروحیت به شهادت رسید، حضوری تاثیر گذار در جنگ داشت.

روز 12 فروردین 1364 پس از تشییع،‌ پیکر پاکش در بهشت رضا (ع) در مشهددفن شد.

منبع:"فرهنگ جاودانه های تاریخ ،زندگی نامه فرماندهان شهید خراسان"نوشته ی سید سعید موسوی ،نشر شاهد،تهران-1386

==

خاطره برگزیده

امام رضا(سلام الله علیه): ما زارَنی أحَدٌ مِن أَولیائی عارِفاً به حقی إلّا شُفِّعتُ فِیهِ یَومَ الْقیامَةِ

هر یک از دوستانم مرا با شناخت حقّم زیارت نمی‌کند مگر این که در روز قیامت، شفاعتم از او پذیرفته می‌شود.

وسائل الشیعة، ج 13، ص 552

لایق زیارت

مثل همیشه همراهش به حرم امام‌رضا(ع) رفتم. وارد صحن که شدیم، روبه‌روی گنبد طلا ایستاد و درحالی‌که به گنبد چشم دوخته بود، گفت: «شما بروید، من داخل حرم نمی‌یام.»

متعجب به نگاه خیس از اشکش نگریستم: «شما که این‌قدر عاشق امام‌رضا(ع) هستین برای چی داخل حرم نمی‌یاین؟» دلیلی برایم نیاورد.

گویی دوست داشت در حال و هوای خوش با آقایش راز دل بازگوید. وقتی اصرار را بی‌فایده دیدم، تنها به داخل حرم رفتم تا نماز و زیارتنامه بخوانم.

از حرم که بیرون آمدم، او را دیدم که همچنان رو به گنبد طلا ایستاده بود. پهنای صورتش خیس اشک شده بود و زیر لب با امام‌رضا(ع) حرف می‌زد.

کنارش رفتم و با دلخوری گفتم: «بالاخره چه دلیلی داشتی که همراهم داخل حرم نیامدی؟»

نگاه بارانی‌اش را از گنبد طلا گرفت و به نگاهم چشم دوخت. گویی بعد از سال‌ها هنوز صدایش در گوشم تکرار می‌شود که گفت: «وارد حرم شدن و زیارت، حالی خاص می‌خواهد، ولی نمی‌دانم چرا امروز آن حال زیارت به من دست نداد، شاید که لایق زیارت نبودم و...»

وقتی به حرف‌های آن روز محمدرضا فکر می‌کنم، معنی حرف‌هایش را نمی‌فهمم! هنوز هم نمی‌دانم لایق زیارت بودن یعنی چه؟ کاش خودش بود و برایم تفسیرش می‌کرد.


راوی: زهرا غفوریان، همسر شهید محمدرضا ارفعی


یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=1985