==زندگی نامه==
شهید احمد باقری به تاریخ 01/04/1342 در خانوادهای مذهبی و متدین دیده به دنیا گشود . کودکی را در آغوش گرم خانواده به پایان رساند . در سن 7 سالگی وارد عرصهی علم و دانش شد و در سن 12 سالگی خود را در کنار درس و مدرسه به کار نیز مشغول بود . او مهربان بود و سرشار از عاطفه با طراوت بود لبریز از شور جوانی و لبخند که همیشه بر لب داشت . دیگران را مجذوب میساخت . اعتقاد او به مذهب و تلاش برای اجرای فرائض و احکام دینی او را برای خدایی شدن آماده میساخت . بنا بر سنت نبوی ازدواج نمود که ثمرهی آن دو فرزند دختر و پسر بود . با شروع جنگ تحمیلی اندیشهی رزمنده بودن را پیوسته در سر میپروراند . او با وجود داشتن دو فرزند و همسر به جبهه رفت و هر بار که به مرخصی میآمد، نورانی تر از دفعات قبل میگشت . نوری که شهادت را برایش به ارمغان میآورد . سرانجام در تاریخ 15/05/1365 در منطقهی عملیاتی جزیرهی مجنون با جسمی سوخته اما روحی پاک و وارسته از مرز تن عبور کرد و به آستان حضرت دوست قدم نهاد .
==خاطرات==
آخرین باری بود که میخواست برود، نگاهش مدام به بچههایش بود و بچهها را میپایید، اما نگاه خدا را بر تمام دلبستگیهایش ترجیح میداد، به خواهرش گفت : لطفا بچه هایم را به خانهی پسر خاله ام ببرید تا رفتن مرا نبینند و گریه نکنند . خواهرش آنها را در آغوش کشید و زیر گلویش را بوسید . بچهها رفتند و او محکم تر از همیشه بند پوتینهایش را بست . او با صورتی نورانی رفت . نوری که نیامدنش را برای ما باور کردنی کرد .1<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/%203677 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
منبع سایت شهدای ارتش http: <references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/ 3677>