از اول انقلاب رزمنده و جانفدا بودم و از همان موقع خودم را برای شهادت آماده کردهام. آن روزها توفیق نشد و حالا بعد از سالها دوباره این فرصت پیش آمده تا در میدان حق و باطل برای اسلام بجنگم. این جهاد تا پیروزی ادامه دارد. من از شهادت سلمان ناراحت نیستم. خدا قسمت همهمان کند تا اینطور به شهادت برسیم.
گریه نمیکنم. پسرم شهید شده و جایش در بهشت است. چرا باید گریه کنم؟ برای اسلام قربانی دادهام و پیش خدا سربلندم. شهید زنده است. خدا در قرآن میگوید که :«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
عده ای فکر می کردند لابد من برای پول به سوریه رفته ام. اما سلمان چقدر میارزد؟ او را چقدر باید بفروشم تا بتوانم جواب مادرش را بدهم؟ من بخاطر پول نرفتم. برای اسلام رفتم. حتی کارم را در بِنت رها کردم و رفتم. اینجا پول داشتم، چه نیازی به پول دیگر داشتم؟ بگذارید شایعه کنند که بخاطر پول رفتهایم اما ما برای پیروزی اسلام رفتیم. الله بالای سر ماست و همه چیز را میداند. ما برای جهاد و شهادت رفتیم و حالا سلمان را فدا کردهایم. پول و روزی را خدا میرساند.<ref>سایت نوید شاهد</ref>
منبع:سایت نویدشاهد==پانویس== <references />