خاطره ای از زبان مادر شهید شهید مهناوی یکم غواص، منصور فرخی نژاد
منصور جوان من، با تقوا و پرهیزکار بود و با وجود سن کم نمازهای شبش، به خانه ی ما نور می بخشید. هر وقت از دست او عصبانی می شدم، بلافاصله دست مرا می بوسید و مادر جانم خطاب می کرد. قامت ورزیده ی او را تمرین های ورزشی، زیبایی خاصی بخشیده بود و هرگاه نگاهم به او می افتاد، برای سلامتش دعا می کردم.<ref>[http://%20http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/20187 سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع: سایت شهدای ارتشhttp://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails==پانویس== <references /20187>