ویرایش‌ها

شهید غلامعلی پیچک

۳۰۶ بایت اضافه‌شده، ‏۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۱
/* سخن و پیام */
...در همین جبهه‌ها وقتی صحبت از کمبور مهمات می‌شد، فرماندهان عزیز ما می‌گویند، با همین وضع موجود حمله می‌کنیم، می‌گویند، ما با جانمان حمله می‌کنیم، نه با مهماتمان! بسیاری از همان بچه‌ها الان پیش خدا هستند و نزد او روزی می‌خورند، فریادشان هنوز در گوشمان است که یکی از آنها می‌گفت: «امروز برای کشتن نیامده ایم» برای آموختن چگونه مردن آمده ایم، برای همه چیز گرفتن نیامده ایم، بلکه برای همه چیز دادن آمده ایم» فریز دیگری می‌گفت: «من رضایم بر این است ، طوری بمیرم که جسدم را پیدا نکنند و این جسدم بپوسد و هیچ کس نشناسد، فقط یک نفر باید مرا بشناسد، آن هم خداست». این جنگ به ما تجربه‌های بسیار آموختف تجربه‌های شگرف که فقط در میدان عمل به دست آمد. این جنگ مردم عزیزمان را به ما شناساند. که چگونه می‌جنگند، .... اگر ملتی بخواهد با تشخیص خودش حرکت کند و مستقل باشد و به هیچ جائی وابسته نباشدف مگر خدا (چرا) هر روز در نماز آن را تکرار می‌کنید. «ایاک نعبد و ایاک نستعین» باید امتحان پس بدهد، باید مشکلات را لمس کند و با مشکلات دست و پنجه نرم کند تا بتواند موفق شود، اگر توانست بر مشکلات فائق آید و آن‌ها را از بین ببرد آن موقع حاکمیت خودش را که همان حاکمیت خداست به اثبات رسانیده است. ولی اگر در برابر مشکلات صبر و استقامت نداشت، آن موقع است که باید زیر چتر استعمارگران و استثمارگران قرار بگیرد.<ref name="sobh" />
 
سخن
جنازه من را به روی مین ها بیندازید تا منافقین فکر نکنند ما در راه خدا از جنازه مان دریغ داریم...
به دامادی دوماهه من ننگرید،
دامادی بزرگی پیش داریم.
 
شهید غلامعلی پیچک
== خاطرات ==
۱۶۶
ویرایش