ویرایش‌ها

شهید عبد العلی فغانی

۴۹ بایت اضافه‌شده، ‏۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۹
rId4
==زندگینامه==
شهید عبد العلی فغانی در تاریخ 1333/09/15 در خانواده ای مذهبی در روستای زیرك آباد از توابع بخش دستگردان دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس عشق آباد گذراند. همراه با درس مدرسه، قرآن را فرا گرفت و هر روز صبح قرآن می خواند و آن را برنامه زندگی خود قرار داده بود. دوران تحصیلات دبیرستان را در شهرستان سبزوار و طبس گذراند و در سال1353 موفق به اخذ دیپلم در رشته علوم طبیعی شد و در مهر ماه همان سال در دانشكده افسری نیروی هوایی پذیرفته شد و در سال 1355 فارغ التحصیل گردید. سپس به جزیره كیش منتقل گردید.
روحش شاد و یادش گرامی باد
==وصیتنامه==
خدمت رهبر انقلاب امام امت خمینى كبیر سلام عرض مى كنم. خدمت پدر و مادر و برادران و همسر عزیزم و تمام فامیل سلام مرا ارسال دارید.
اكنون كه آخرین لحظات زندگانى خود را سنگر مبارزه و محبوب خود و براى پیروزى اسلام مى گذرانم از شادى در پوست خود نمى گنجم؛ زیرا به دیدار پروردگار و محبوب خود مى شتابم و در این جبهه كه كفر جهانى به سركردگى امپریالیسم آمریكا و با آلت دست قرار دادن صدام خائن حق و باطل در كنار یكدیگر قرار گرفته بر هر مسلمانى واجب است كه با لبیك گفتن به حسین زمان، روح الله به پا خیزیم و بر علیه كفر قیام نماییم و راه سرور آزادگان را در پیش گیریم. من اكنون رهرو راه حسینم، شاید فردا در حضور جد بزرگوارش و مادرش زهراى اطهر شرمنده نباشم.
مطالبى با خانواده ام دارم، امیدوارم كه همه آنها مرا به بزرگوارى خود حلال كنند تا هنگامى كه روحم در ملأ اعلى در پرواز است آرام گیرد:
1. پدر گرامى! از زحماتى كه براى رساندن من به سربازى اسلام چه از نظر تحصیل و چه تربیت اسلامى كشیده اید نهایت تشكر را دارم، امیدوارم شما با اتكاء به خدا حقانیت اسلام را هر چه بهتر و عالى تر به فرزندان خود تبلیغ نمایید.
2. مادر مهربانم و دلسوزم! هرگز زحماتى را كه براى من كشیدى و شب هاى سرد و طولانى را در هر چه بیشتر خوشى من گذراندى از یاد نمى برم. مادرم! از تو مى خواهم كه براى من ناراحت نشوى، چون من نمرده ام تنها در پیش تو نیستم ولى روحم با توست. همان طور كه گفتم از بهر من گریه و زارى نكن. مادرم! مگر كه بهتر از على اكبرم. مادرم افتخار كن كه فرزندت راه حسین (علیه السلام) و على (علیه السلام) را در پیش گرفته و امام زمان خود را تنها نگذاشته و تو را در میان مادران شهید سرافراز نموده است.
3. مطالبى به همسرم معصومه خانم: امید وارم در این مدت كوتاهى كه با هم بودیم اگر از من كوچكترین كدورتى دارى ببخش و مورد رحمت خود قرار دهى. افسوس كه قسمت نشد تا زندگى خوشترى را آغاز كنم و فرزندانى خلف به جامعه اسلامى تحویل نماییم. شما اختیار دارى در تهران پیش پدر و مادرت یا در طبس باشى.
على فغانى ـ 1359/10/22
در خاتمه به خاطر مادرم این اشعار را مى نگارم:
شهیدم من شهیدم من به كام خود رسیدم من
خداحافظ ایا مادر نمى بینم تو را دیگر
منم سرباز روح الله كه پیوستم به جندالله
چو نعش من آوردند اندر برت مادرم گریه مكن موى مكن از سرت مادرم
كه من شهید و پیرو رهبرت مادرم مگر كه بهتر ز على اكبرم مادرم
با درود به روان شهداى كربلاى ایران و به امید بر افراشته شدن پرچم لااله الا الله در سر تا سر جهان.<ref>[http://%20http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2020479 سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع: سایت شهدای ارتش
http:==پانویس== <references //www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/ 20479>
۲٬۹۹۷
ویرایش