ویرایشها
دوستان و همرزمان شهید می گفتند وقتی در جبهه حمله شدت گرفت ما عقب نشینی کردیم ولی ذکر اله در سنگر ماند و دیگر خبری از او نشد.
فرنگیز خانم مادر شهید می گوید: "اوایل تابستان سال 1367 بود و بعد از ظهر در خانه نشسته بودم که خوابم برده بود در خواب دیدم که ذکر اله به مرخصی آمده است و چون 15 روز قبل هم به مرخصی آمده بود متعجب شدم گفتم پسرم چرا زود برگشتی گفت مادر مریض شدم به همین خاطر مرا به خانه فرستادند رنگش چون گچ سفید بود کمی ناراحت شدم و گریستم، از صدای گریه خود از خواب بیدار شدم دیدم که خواب بوده، پدر شهید از صحرا برگشت خوابم را برایش تعریف کردم گفت با فکر و خیال خوابیدی خواب پریشان دیدی، من گفتم نه امکان ندارد حتماً اتفاقی برای ذکر اله افتاده است. دو هفته بعد خبر مفقودی شهید را برای ما آرودند و سالها ما به دنبال او گشتیم و بالاخره شهادت او را قبول کردیم. روحش شاد وراهش پر رهرو باد<ref>سایت شهدای ارتش</ref>==پانویس==<references/>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:ذکراله_اسلامی}}