شهید عبدالرضا حمیدی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « عبدالرضا حمیدی فرزند : خداوردی متولد : 1342/03/01 در کالپوس روستای قوشه گرم...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
     عبدالرضا حمیدی
 
     عبدالرضا حمیدی
 
     فرزند : خداوردی
 
     فرزند : خداوردی
     متولد : 1342/03/01 در کالپوس روستای قوشه گرمان
+
     متولد : 1342/03/01 در کالپوش روستای قوشه گرمان
 
     تحصیلات : دیپلم
 
     تحصیلات : دیپلم
 
     تاهل : متاهل
 
     تاهل : متاهل
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
     محل شهادت : منطقه مهران
 
     محل شهادت : منطقه مهران
 
     عملیات : پدافندی
 
     عملیات : پدافندی
     محل دفن : میامی روستای قوشه کرمان
+
     محل دفن : میامی روستای قوشه گرمان
  
  
سطر ۳۵: سطر ۳۵:
 
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان
 
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان
 
http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/1761
 
http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/1761
 +
 +
== رده‌ها ==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض: عبدالرضا_حمیدی}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای سپاه پاسداران]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان سمنان]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان میامی]]

نسخهٔ ‏۱۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۸

   عبدالرضا حمیدی
   فرزند : خداوردی
   متولد : 1342/03/01 در کالپوش روستای قوشه گرمان
   تحصیلات : دیپلم
   تاهل : متاهل
   یگان: سپاه میامی-تیپ17علی ابن ابیطالب(ع)
   مدت حضور : 6ماه 25روز
   مسئولیت : تخریب چی
   نوع عضویت : پاسدار
   نوع شغل : نظامی
   تاریخ شهادت : 1363/12/22
   محل شهادت : منطقه مهران
   عملیات : پدافندی
   محل دفن : میامی روستای قوشه گرمان


وصیت نامه

 بسم الله الرحمن الرحیم  « الا بذکر الله تطمئن القلوب »  « هان: با یاد خدا دل ها آرامش می یابد »  « کتب علیکم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم »  « جنگ به شما مقرر شده و آن مورد اکراه شما است و چه بسا چیزهایی که شما آن را  کراهت می دارید در صورتی که به نفع شماست. »  با سلام و درود بیکران به خدمت پیامبر اکرم (ص) و با سلام و درود فراوان به شهدای راه حق و حقیقت و اسلام عزیز و با سلام به حسین (ع) سرور و سالار شهدای آزادی و سلام بر مهدی فاطمه ( عج) امید اسلام و پیامبر اسلام و انتقام گیرندة خون جدش حسین (ع) و ادامه دهندگان راه حسین (ع) و پیاده کنندة قوانین عدل و عدالت اسلام و پیاده کردن احکام قرآنی و با سلام بیکران به ارواح مطهر همه شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی ایران [...] پاک شهدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که مردانه و با انتخاب جان سپردند و با سلام خدمت امام امت خمینی کبیر رهبر مستضعفان جهان و کوبندة مستکبران و ذلیل کنندة منافقان.  امام خمینی : « جنگ، جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همین جنگ است »  این حقیر از دنیا چیزی ندارم که وصیت مادی بنمایم و از آنجا که اسلام چنین حکم می کند که انسان مسلمان باید در همه حال وصیت خودش را آماده داشته باشد، لذا مطالبی که ضرورت دارد با عرض معذرت به سمعتان می رسانم. اولین مسئله را که باید روشن کنم مسئله همسرم گل نساء می باشد. که خدمتش عرض می کنم که اگر خداوند تبارک و تعالی توفیق شهادت را نصیب این حقیر نمود بعد از خبر دقیق و اطمینان کامل می تواند هر تصمیمی که بخواهد بگیرد . چون آزاد است و باید آزادانه انتخاب کند و انشاء ا... که از من راضی خواهد بود . دومین مسئله این است که اگر از من فرزندی با عنایت خداوند متعال به همسرم داده شد اگر مذکر باشد اسم او را سعید و اگر مؤنث بود اورا زهره نام گذارید . و در تربیت آنها نهایت کوشش را نمایید که آزاده در دنیا باشند جز اینکه در مقابل خالق و خداوند متعال سر تسلیم فرود آورند و مطیع امر او و راضی به رضای او و تسلیم به امر او باشند. مسئله سوم وسایل زندگی هست که با عقدنامه ازدواج دریافت کردم . تا زمانی که همسرم خانۀ پدرم باشد و در سر زندگی باشد به او تعلق دارد و اگر صلاح دانست که بیرون برود اگر شرعاً به او رسید که مال او و اگرنه که به بازماندگانم خواهد رسید . لازم به تذکر است وسایل اینجانب عبارتند از یخچال، فرش 12 متری، اجاق گاز 4 شعله و یک فرش 12 متری موکتی که فرش ماشینی 12 متری منزل عبدالصمد عبادی و فرش موکتی منزل علی کرمی می باشند. در ضمن حقوق من را عبدالصمد عبادی دریافت می کرده یعنی برج 11 و 12 و بعد از آن را خدا می داند. بدهکاری من فقط به عبدالصمد عبادی حدودا هزار تومان 1000 است و مبلغ 100 صدتومان به ناصر [...] بدهکارم و مبلغ 700 هفت صد تومان هم از علی کرمی طلبکار هستم . هرقدر اجارة خانه بدهکار هستم بپردازید . از لحاظ مادیات چیزی دیگر ندارم.  مسئله چهارم اینکه به پدرم و مادرم و برادرانم وصیت می کنم که جای منزل دائیم یحیی قربانپور را که قواله اش در شاهرود لای کتاب هایم هست طبق قانون از حسن شکار و همسایگان بستانند و آن را اگر از نظر شرعی درست باشد به مسجد محل وقف کنند و بهاندازة همان از پول خودشان در جایی مناسب برای محمدتقی قربانپور فرزند یحیی که از [ او] به جا مانده خریداری نمایند و پس از اینکه به سن قانونی رسید به [ او] تحویل دهند. مسئله پنجم که اکثر [ مثل] شهدا و رزمندگان به خانوادة خود وصیت می کنم این است، بعد از مرگ من به هیچ وجه احساس ناراحتی و جزع و فزع و گریه و زاری نکنند که مرگ حق است همان طوری که اول خلقت تاکنون عده ای به راه حق و عده ای به راه ناحق و باطل جان داده اند. ولی افسوس که انسان ها بعضی مواقع چشم دلشان کور یا کم دید می شود و راه مستقیم را نمی توانند به خوبی تشخیص و ناچار به راه باطل جان خود را از دست می دهند. روی این اصل که باید انسان راه را از چاه تشخیص دهد این حقیر هم اگر خدا قبول نماید تا حدودی راه را پیدا کردم و آگاهانه در این صراط مستقیم [...] خود را به جانان تسلیم نمودند و به لقاءالله پیوستند باید خدمت مبارکتان عرض نمایم که در انتخاب این هدف هیچ کس نمی تواند نظرش را به دیگران تحمیل کند چون در طی راه مشکلات زیادی هست و پیچ و خم های خطرناک که هر آن باعث لغزش رهرو و به انحراف کشیدن آن خواهد شد چه بسا کسانی که این راه را پیمودند ولی در لحظات حساس آن خود را باختند و اجرشان را از دست دادند فقط و فقط تأکید من به تمام قومان و خویشان و دوستان و رفیقان و در اصل به پدر و مادرم و [...] خودم وصیت می کنم که در وقت شنیدن مرگم هرگز خود را بزن و کوب و گریه ناله نکنند که دشمنان انقلاب و دشمنان خودم خوشحال خواهند شد . و این برای من ناراحت کننده است فقط وقتی که خبری شنیدند با گفتن « انالله و انا الیه راجعون » خود را حتما راضی نمایند که چون  حقیقت مرگ و باقی ماندن در همین آیۀ شریفه نهفته است و... .  [...] آوردند در یک گوشه از مزار تا حدی که می توانید زمینش را بخرید و مرا دفن  کنید و اگر در قسمت جنوب غربی مزار باشد بهتر است و به مزارم زیاده از حد زینت ندهید. بیشتر قرآن بخوانید و والدینم در انظار مردم گریه نکنند . به دوستان نصیحت عاجزانه می کنم که راه شهدا و راه انقلاب را از یاد نبرند . لحظاتی که یک شهید با بدن مجروح روی خاک یکه تنها در خون خود می غلطد و جان به جان آفرین تسلیم می کند و دیگر اینکه اهالی محترم اختلافات را کنار گذاشته و بیشتر در مجالس همدیگر شرکت کنند و از همدیگر استفاده کنند و هیچ وقت مسجد را خالی نکنند از برادر انم میخواهم که راه من را ادامه دهند . من از خانواده ام تقاضا می کنم که نسبت به خون من از دولت وقت هیچ چیزی دریافت نکنند که باعث کم حرمتی به خون شهدا بشود.  « والسلام »  عبدالرضا حمیدی  1363/ 8/ 1


منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/1761

رده‌ها