از اين رو، قرني در وضعيت بدي قرار گرفته بود. از يك سو منويات درونياش را براي شاه آشكار و از سوي ديگر، خود را به دشمنان معرفي كرده بود. در اين ايام قرني، با وجود تصدي شغل معاونت ستاد ارتش، حداقل به عنوان مخالف امراي ارشد نظام شاهنشاهي، آن هم در سطح ارتش خود را نشان داده بود. ولي او از اين حوادث و اتفاقات، كوچكترين ترسي به خود راه نميداد و چون خود را در جبهه حق ميديد، اطمينان به پيروزي حق و نابودي باطل داشت.
حوادث و رويدادهاي بعدي، قرني را در انجام آنچه ميخواست، مصممتر كرد. او به اين نتيجه رسيده بود كه بايد اين شجرة خبيثه را از ريشه قطع كرد و برای این کار پيشبينيهاي لازم را نيز انجام داد. سرانجام وي تصميم گرفت تا نيت خويش را عملي سازد. وي معتقد بود كه «شاخه نظامي ناراضيان آماده است ... اقدامات در ارتش با من؛ اغلب افسران جزء، از ستوان دومي تا سرهنگ دومي ناراضي هستند ...» (نوروزي فرسنگي، 1383)
*اقدام سرلشكر قرني، كودتا بود و ظاهراً از همه جوانب هم شرايط فراهم شده بود، اما در شگفتي تمام، كودتا «لو» رفت و اغلب قريب به اتفاق عواملش، از جمله سرلشكر قرني دستگير شدند. در كتابي تحت عنوان «ماجراي كودتاي سرلشكر قرني» (صفحه 60)، مطلبي است با عنوان «چه كسي توطئه قرني را فاش ساخت؟» در اين مطلب آمده است: به زعم دكتر مارك گاز يو روسكي 2 سه پاسخ براي اين سؤال متصوّر است كه عبارتند از:
1ـ عوامل داخلي كشور، سپهبد بختيار، سپهبد كيا، سپهبد علوي مقدم، يعني افسران وفادار به شاه و دشمنان سرسخت سرلشكر قرني؛
2ـ انگليسيها نقش اصلي را در افشاي كودتا به عهده داشتهاند؛
در پايان اين گمانهزني، نويسنده خاطر نشان ميسازد كه اينگونه اظهار نظرها مستدل نيست و هنوز دليل استواري براي تأييد آن ارائه نشده است. (نوروزي فرسنگي، 1383)
البته شايد پاسخ چهارمي هم براي اين پرسش وجود داشته باشد. با مطالعه دو كتاب «شبه خاطرات» و «كاروان عمر» كه اولي نوشته دكتر علي بهزادي و دومي به قلم اسفنديار بزرگمهر است، به اين پاسخ ميرسيم.
*دكتر علي بهزادي در كتاب خود موسوم به «شبه خاطرات» آورده است كه در سال 1336، نيمه شبي سيد ضياء الدين طباطبايي، يكي از عوامل اصلي كودتاي انگليسي سوم اسفند 1299 و مهره ی سر سپرده ی دولت بريتانيا، پس از يك تماس تلفني با دربار، خود را به آنجا ميرساند و حدود ساعت سه بعد از نيمه شب، با شاه ملاقات ميكند(3). وي ضمن اين ملاقات به شاه ميگويد كه يك كودتا در پيش است، منتهي بايد قول بدهيد كه اولاً از من نپرسيد چه كسي اطلاعات كودتا را در اختيارم گذاشته و دوم اين كه هيچ يك از عوامل كودتا را اعدام نكنيد! خلاصه اين كه شاه موضوع را خيلي جدي تلقي كرده و به طباطبايي قول ميدهد و او هم نام پادگان مورد نظر را كه عمليات كودتا از آنجا آغاز ميشد براي شاه فاش می کند و شاه هم اقدامات بعدي را پي ميگيرد.
اگر اين مطلب (مراجعه طباطبايي به دربار و صحبت با شاه درباره كودتا) درست باشد، با توجه به ارتباط طباطبايي با انگليسيها، گمانه دوم، يعني نقش انگليس در افشاي كودتا (كه چندي بعد فاش شد و قرني و بزرگمهر و عدهاي دستگير شدند) امكان بيشتري پيدا ميكند.
عدهاي هم در تحليلهاي خود چنين آوردهاند كه قرار بوده اين كودتا با موافقت آمريكا انجام شود، حتي جان فاستر دالس، وزير امور خارجه وقت و مقتدر آمريكا هم در جريان آن قرار داشت، ولي در نهايت اين انگليسيها بودند كه جريان كودتا را به شاه خبر دادند و با تعقيب و دستگيري پيكي (بزرگمهر) كه قرني به آتن فرستاده بود، ماجرا فاش شد. حتي اين شايعه نيز وجود داشت كه روسها از جريان مطلع شده و با توجه به اين كه اين كودتا نهايتاً به سود آمريكاييها تمام خواهد شد، براي رفع خطر و همچنين جلب نظر شاه، موضوع را به اطلاع وي رساندهاند.