نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
rId6
خاطرات
- ==خاطرات== *راوی دختر شهید
آخرین دیدارمن با پدر شهیدم غلامرضا در سال 62 بود که هنگام برگشتن از مدرسه متوجه شدم که پدرم میخواهد به جبهه اعزام شود. همان لحظه کاسه آبی برداشتم و بعد از خداحافظی از پدرم آن را پشت سرش ریختم و گفتم: پدر جان از آنجا برایم عکس تانک بفرستی و زود بیایی او هم در جواب گفت: دخترم این دفعه با جعبه میآیم .