ویرایش‌ها

شهید محمد علی الهی

۱۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۱
گلزار : روستای سارمران
rId5
==زندگینامه== 
هدیه ای که از طرف خداوند متعال در سحرگاه روز 20 مرداد ماه سال 1345 در روستای فیروزیه سارمران اسفراین به خانواده الهی عطا گردید محمد علی نام گذاری شد . محمد علی اولین فرزند خانواده بود دوره رشد و بالندگی محمد علی در زادگاهش سپری شد دوره ابتدایی در سارمران گذراند و برای ادامه تحصیل به شهر رفت .
==خاطرات==
 *خواب شهادت
در دی ماه سال 1365 شبی در عالم خواب دیدم از ناحیه پاهایم فلج شده ام؛ رو به محمد علی گفتم : پسرجان ! می بینی چگونه فلج شده ام و نمی توانم راه بروم . او گفت مادر جان ! غصه نخور؛ صبر کن ! خدا با صابران است . پاهایت خوب می شود .
==وصیت نامه== 
هدف من از آمدن به جبهه همان راهی است که خدا برای ما گذاشته است، آمدم تا دنباله رو پیامبران و امامان و انبیاء (ع) باشم و به ندای حق امام لبیک بگویم، این راه را با هزاران سختی و جان و دل پذیرفتم که حتی جان که گرانبهاترین چیز خودم است در این راه فدا کنم و محفل گرم زندگی که مرکز محبت و دوستی ها می باشد رها کردم تا به معشوق اصلی که همان خدااست برسم.
هر چند من کوچک تر از آن هستم که برای کسی پیامی داشته باشم. خون شهیدی که می ریزد خود پیام بزرگی است، برای کسانیکه حق بین هستند. هر انسانی آزاد آفریده شده است و آزاد هم باید بمیرد و تحت فرمان هیچ کس جز خدا نباید باشد، پیام من به پدر و مادر، عمو و مادر زن عزیزم این است که اگر خوبی و یا مزاحمتی از من دیده اند مرا حلال کنند و برایم ناراحتی نداشته باشند. بعد از من گریه نکنید در آن دنیا خدا به شما پاداش خواهد داد و شهادت باید برای شما افتخار داشته باشد و از برادر و خواهرانم می خواهم که ادامه دهنده راه شهدا باشند. «ما از سوی خدا امده ایم و به سوی او باز می گردیم.»
محمد علی الهی
۲٬۸۰۰
ویرایش