ویرایشها
من به یاد دارم که یک روز خانمی کیفش در جلوی مغازه می افتد محمد این کیف را پیدا می کند و گویا مبلغ زیادی وجه نقد هم داخل این کیف بوده است وقتی محمد این کیف را پیدا می کند اطلاعیه ای مبنی بر پیدا شدن کیف به شیشه مغازه می چسباند صاحب کیف پس از چند روز می آید وبا دادن نشانی کیفش را دریافت می کند و از محمد تشکر می کند و می رود.
یکی از دوستان محمد برای ما تعریف می کرد و می گفت محمد در جبهه آدم بسیار خوش اخلاق و صبوری بود به طوری که به یاد دارم یک شب سر پست نگهبانی خوابم برده بود.زمانیکه از خواب بیدار شدم دیدم خود ایشان به جای من بر سر پست نگهبانی ایستاده و کارهای من را انجام داده است و دلش نیامده و راضی نشده بود که من را بیدار کند. همیشه به بچه ها می گفت: شما اگر دوست دارید من شما را برای نماز صبح بیدار کنم.
به یاد دارم زمانی که حضرت امام خمینی(ره) پیام دادند که سربازها پادگان ها را ترک کنند سید محمد به بیت مرحوم آیت ا... العظمی شیرازی رفتند تا از ایشان کسب تکلیف کنند هر چند حدود یک ماه به پایان خدمتش هم نمانده بود. آبت ا... شیرازی فرموده بودند: اگر شما و کسانی که مثل شما به مسائل دینی و مذهبی معتقد و متعهد هستند ارتش را تخلیه کنند و در پادگانها نباشند شرارت های ارتشی ها بیشتر و در نهایت کشتار مردم زیادتر می شود. پس شما فعلا در پادگان بمانید و با ما در تماس باشید هر وقت لازم شد می گوییم پادگانها را ترک کنید. ایشان به توصیه آیت ا... شیرازی در پادگان ماندند و تعدادی از عوامل کشتار مردم در ده دی را هم شناسایی کرده بودند.منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4985سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />