ویرایشها
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
==خاطرات==
• یادم است آن اواخری که ایشان می خواست به جبهه برود به منزلمان آمد و گفت : خواهر جان اگر می خواهید خداو رسولش از شماراضی باشد دین و حجاب را حفظ کن و به یتیمان کمک و نوازش کن واحترام آنها را نگه دار و از دستورات اسلام پیروی کنید .
• روزی که اسدا… می خواست به جبهه اعزام شود مرابغل کرد و بوسید و گفت : برادر جان اگر من شهید شدم مبادا تفنگم را بر زمین بگذاری تا می توانی برای اسلام جانفشانی کن تا خداوند پاداش آن را عطا نماید.