ویرایش‌ها

شهید علی اکبر تیموری

۵۱ بایت اضافه‌شده، ‏۱ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۳
- به خاطر دارم چند تا جوانهای روستا روبروی خانه بهداشت نشسته بودند و به رفت و آمد مردم بخصوص دختر خانمها نگاه می کردند و بعضی وقتها هم متلک می گفتند . تا اینکه یکروز شهید علی اکبر برای دفعه اوّلی که می خواست به سر زمین برود آنها را دید جلو رفت و با تک تک آنها سلام و احوالپرسی کرد به آرامی و متانت گفت: ببینید بچه ها شما هر کدام از خودتان خواهر و مادر دارید خوبیت ندارد که به ناموس مردم نگاه کنید و بعضی اوقات چیزی بگویید که باعث ناراحتی و خدایی نکرده معصیت و گناه کرده باشد. بهتر است بروید کمک پدرهایتان و سر زمین به آنها کمک کنید هم ثوابی کرده اید و هم دل پدرتان را شاد نموده اید. بعد خداحافظی کرد و به طرف زمین کشاورزی رفت. تقریبا ً بعد از سه الی چهارساعت بعد برای انجام کاری به روستا برگشت که دید همان جوانها نیز دوباره جلوی خانه بهداشت نشسته اند شهید جلو رفت و با عصبانیت خاصی به آنها گفت: مگر به بچه آدمیزاد چند دفعه می گویند مزاحم ناموس مردم نشوید؟ با آنکه آنها تعدادشان زیاد بود اما شهید با شجاعت جلوی آنها ایستاد و با آنها مقابله کرد .
منبع <ref>[http://%20%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%205488 سایت یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5488=پانویس==<references />
۲٬۵۹۹
ویرایش