ویرایش‌ها

شهیداحمد حبیبی

۴۲ بایت اضافه‌شده، ‏۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۰
==خاطرات==
خاطره ای که از دوران کودکی پسرم احمد به یاد دارم این است که احمد 3 ساله بود که ما به زراعت کاری مشغول بودیم . روزی او را همراه خود به سر مزرعه بردم و او را در کلبه ای که مال آب انبار موتورخانه بود گذاشتم و خود به زراعت مشغول شدم . احمد در آن آب انبار موتورخانه افتاد و آب او را با خود برد اما به خواست پروردگآر ایشان نجات یافتند . من که از کنار آب انبار می گذشتم احمد را از دور دیدم که همانند سیاهی است . وقتی جلوتر رفتم دیدم که ایشان هستند او را به آغوش کشیدم و به درگاه خدا دعا کردم که فرزندم را دوباره به من عطا نمود تا اینکه در سن 16 سالگی به جبهه رفت و در راه اسلام به درجه رفیع و والای شهادت نائل گردید و به آرزوی خود رسید .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6536منبع سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس==http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6536>
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش