شهید کاوه کاشفی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید کاوه کاشفی تاریخ تولد :1340/12/13�تاریخ شهادت : 1361/01/15 محل شهادت : نامشخص�م...» ایجاد کرد)
 
(برچسب: ویرایش موبایل)
سطر ۴: سطر ۴:
  
  
زندگینامه
+
==زندگینامه==
 +
 
 
شهيد كاوه كاشفي در سال 1340 در تهران در خانواده اي متوسط و مذهبي ديده به جهان گشود و پس از طي دوران كودكي خويش در آغوش گرم و پر مهر و محبت خانواده در هفت سالگي وارد دبستان شد. به ترتیب دوره  ابتدايي، راهنمایي و دبيرستان را به پایان رساند و موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته ی تجربي گرديد.
 
شهيد كاوه كاشفي در سال 1340 در تهران در خانواده اي متوسط و مذهبي ديده به جهان گشود و پس از طي دوران كودكي خويش در آغوش گرم و پر مهر و محبت خانواده در هفت سالگي وارد دبستان شد. به ترتیب دوره  ابتدايي، راهنمایي و دبيرستان را به پایان رساند و موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته ی تجربي گرديد.
 
او در زمان اوج گيري انقلاب همانند ديگر جوانان غيور و سلحشور اين مرز و بوم در اكثر راهپيمایي ها و تظاهرات شركت فعال داشت. پس از پيروزي انقلاب نیز هميشه در صحنه بود. او در زمان جنگ به خدمت شريف سربازي خوانده شد و با بر تن كشيدن لباس شريف سربازي و ديدن آموزش هاي لازم، عازم جبهه هاي حق عليه باطل گرديد و در جبهه هر كس كه مختصري آشنايي با او داشت در وحله ی اول مقهور خصايل انساني و انقلابي او مي شد. سراپا شور بود و خستگي نمي شناخت و از هر فرصتي براي آموزش و فراگيري تجارب خود استفاده مي كرد. او در عمليات فتح المبين در جبهه ی رقابيه با اين كه خدمه ی تفنگ 106 بود در رساندن آب و غذا به همرزمانش چون آهوي تيزتك به هر سو مي دوید و لحظه اي را از دست نمي داد.
 
او در زمان اوج گيري انقلاب همانند ديگر جوانان غيور و سلحشور اين مرز و بوم در اكثر راهپيمایي ها و تظاهرات شركت فعال داشت. پس از پيروزي انقلاب نیز هميشه در صحنه بود. او در زمان جنگ به خدمت شريف سربازي خوانده شد و با بر تن كشيدن لباس شريف سربازي و ديدن آموزش هاي لازم، عازم جبهه هاي حق عليه باطل گرديد و در جبهه هر كس كه مختصري آشنايي با او داشت در وحله ی اول مقهور خصايل انساني و انقلابي او مي شد. سراپا شور بود و خستگي نمي شناخت و از هر فرصتي براي آموزش و فراگيري تجارب خود استفاده مي كرد. او در عمليات فتح المبين در جبهه ی رقابيه با اين كه خدمه ی تفنگ 106 بود در رساندن آب و غذا به همرزمانش چون آهوي تيزتك به هر سو مي دوید و لحظه اي را از دست نمي داد.
سطر ۱۰: سطر ۱۱:
 
روحش شاد و یادش گرامی باد
 
روحش شاد و یادش گرامی باد
  
وصیتنامه
+
*وصیت نامه دوم
 +
 
 
بسم الله الرحمـــن الـر حيــم
 
بسم الله الرحمـــن الـر حيــم
 
اين وصيت نامه را چند ساعت قبل از حمله مي نويسم و به يكى از دوستانم مي سپارم كه اگر اتفاقى برايم افتاد برايت پست كند. قبل از هر چيز از زحماتى كه برايم كشيده‌ايد واقعاً متشكرم.
 
اين وصيت نامه را چند ساعت قبل از حمله مي نويسم و به يكى از دوستانم مي سپارم كه اگر اتفاقى برايم افتاد برايت پست كند. قبل از هر چيز از زحماتى كه برايم كشيده‌ايد واقعاً متشكرم.
سطر ۱۸: سطر ۲۰:
 
1361/01/04 �
 
1361/01/04 �
  
خاطرات
+
==خاطرات==
خاطره ای از زبان همسنگر شهید
+
 
 +
*خاطره ای از زبان همسنگر شهید
 +
 
 
همسنگر شهيد مي گويد: جدّاً عاجزم از اين كه صفات، اخلاق، رفتار، فداكاري و ايثارگري او چيزي بگويم. هنگام شهادت او من كنارش بودم. قبلاً پایين كوه بوديم كه پيش من آمد و گفت سيد اگر برويم پایين كوه وضع بدتر مي شود پس به طرف بالا برويم. به بالاي كوه رسيديم كه مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و افتاد و در كنارش نشسته بودم كه گفت: سيد دستم. گفتم: چيه كاوه؟ زير بغلش را گرفتم و آرام به وسط دره آوردم و آرام دراز كشيد و آسوده خوابيد و حتي حسرت شنيدن صداي آخ را بر دل دشمن مزدور و زبون گذاشت.
 
همسنگر شهيد مي گويد: جدّاً عاجزم از اين كه صفات، اخلاق، رفتار، فداكاري و ايثارگري او چيزي بگويم. هنگام شهادت او من كنارش بودم. قبلاً پایين كوه بوديم كه پيش من آمد و گفت سيد اگر برويم پایين كوه وضع بدتر مي شود پس به طرف بالا برويم. به بالاي كوه رسيديم كه مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و افتاد و در كنارش نشسته بودم كه گفت: سيد دستم. گفتم: چيه كاوه؟ زير بغلش را گرفتم و آرام به وسط دره آوردم و آرام دراز كشيد و آسوده خوابيد و حتي حسرت شنيدن صداي آخ را بر دل دشمن مزدور و زبون گذاشت.
 
  HYPERLINK "http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/21919"  
 
  HYPERLINK "http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/21919"  
 
منبع: سایت شهدای ارتش
 
منبع: سایت شهدای ارتش
 
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/21919
 
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/21919

نسخهٔ ‏۲ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۶

شهید کاوه کاشفی تاریخ تولد :1340/12/13�تاریخ شهادت : 1361/01/15 محل شهادت : نامشخص�محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا


زندگینامه

شهيد كاوه كاشفي در سال 1340 در تهران در خانواده اي متوسط و مذهبي ديده به جهان گشود و پس از طي دوران كودكي خويش در آغوش گرم و پر مهر و محبت خانواده در هفت سالگي وارد دبستان شد. به ترتیب دوره  ابتدايي، راهنمایي و دبيرستان را به پایان رساند و موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته ی تجربي گرديد. او در زمان اوج گيري انقلاب همانند ديگر جوانان غيور و سلحشور اين مرز و بوم در اكثر راهپيمایي ها و تظاهرات شركت فعال داشت. پس از پيروزي انقلاب نیز هميشه در صحنه بود. او در زمان جنگ به خدمت شريف سربازي خوانده شد و با بر تن كشيدن لباس شريف سربازي و ديدن آموزش هاي لازم، عازم جبهه هاي حق عليه باطل گرديد و در جبهه هر كس كه مختصري آشنايي با او داشت در وحله ی اول مقهور خصايل انساني و انقلابي او مي شد. سراپا شور بود و خستگي نمي شناخت و از هر فرصتي براي آموزش و فراگيري تجارب خود استفاده مي كرد. او در عمليات فتح المبين در جبهه ی رقابيه با اين كه خدمه ی تفنگ 106 بود در رساندن آب و غذا به همرزمانش چون آهوي تيزتك به هر سو مي دوید و لحظه اي را از دست نمي داد. شهید کاشفی بسيار مؤدب و مهربان و نسبت به وظايف خود در خانواده و نسبت به تكاليفش بسيار پايبند بود. وی در نظم، انضباط و وقت شناسي و انجام به موقع عهد و قولي كه مي داد چنان متعهد بود كه هرگز بدقولي نمي كرد. کاوه جواني بود حساس، فهيم و با شهامت، به حدي كه در مقایسه با هم سن و سالانش باور كردني نبود. او يك انسان نمونه، ايثارگر، فداكار و جوانمرد بود که سرانجام در حين خدمت مورد اصابت تركش گلوله توپ قرار گرفت و در تاريخ 1361/01/15 قلب مهربان و پرشورش از تپش باز ايستاد و به درجه ی رفيع شهادت نائل گرديد. روحش شاد و یادش گرامی باد

  • وصیت نامه دوم

بسم الله الرحمـــن الـر حيــم اين وصيت نامه را چند ساعت قبل از حمله مي نويسم و به يكى از دوستانم مي سپارم كه اگر اتفاقى برايم افتاد برايت پست كند. قبل از هر چيز از زحماتى كه برايم كشيده‌ايد واقعاً متشكرم.  گو اين كه با نوشتن و گفتن نمي توان يك هزارم از زحمات شما را سپاس گفت و ديگر اين كه خيلى خوشحال هستم از اين كه در راه انقلاب و كشورم و بر پايه استقلال آزادى و عدالت اجتماعى براى مردم كشورم و بر پايه استقلال، آزادى و عدالت اجتماعى براى مردم كشورم كه با اعمال خود به جهانيان ثابت كردند شايستگى آن را دارند آزاد و به دور از هر گونه استعمار زندگى كنند، شهيد مي شوم.  در پايان اضافه مي كنم تمام جوان هايى كه در راه انقلاب كشته و شهيد شدند را آمريكا كشته است و من به رهبرى قاطع و ضد امپرياليستى امام اعتقاد كامل دارم. به اميد روزى كه تمام فرزندان اين كشور در ايرانى مستقل و آزاد زندگى كنند و من چه باشم و چه نباشم پيروز خواهيم شد. 1361/01/04 �

خاطرات

  • خاطره ای از زبان همسنگر شهید

همسنگر شهيد مي گويد: جدّاً عاجزم از اين كه صفات، اخلاق، رفتار، فداكاري و ايثارگري او چيزي بگويم. هنگام شهادت او من كنارش بودم. قبلاً پایين كوه بوديم كه پيش من آمد و گفت سيد اگر برويم پایين كوه وضع بدتر مي شود پس به طرف بالا برويم. به بالاي كوه رسيديم كه مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و افتاد و در كنارش نشسته بودم كه گفت: سيد دستم. گفتم: چيه كاوه؟ زير بغلش را گرفتم و آرام به وسط دره آوردم و آرام دراز كشيد و آسوده خوابيد و حتي حسرت شنيدن صداي آخ را بر دل دشمن مزدور و زبون گذاشت.

HYPERLINK "http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/21919" 

منبع: سایت شهدای ارتش http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/21919