شهیدحسن چنارانی: تفاوت بین نسخهها
Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «تاریخ تولد : 1346/03/03 نام : حسن محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : چنارانی تاری...» ایجاد کرد) |
Kolahkaj9706 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۲۲: | سطر ۲۲: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | یکی از همرزمان همسرم حسن نقل می کرد : روزعملیات ساعت 8 صبح در هوای مه آلود از حمیدیه تقسیم و عازم شلمچه شدیم . حسن زود تر از ما به شلمچه اعزام شد پس از اینکه به آنجا رسیدیم . همه جا را گشتم و فهمیدم که حسن در سنگرهای جلوی خط و در سنگر های فرماندهی موضع گرفته است باد دیدن او ، حسن را غرق در بوسه کردم ، ناگهان چشمم به دست ایشان افتاد . از او پرسیدم حسن چرا دستهایت را حنا کرده ای ؟ در جوابم گفت : حضرت قاسم (ع) وقتی که شهید شد دستش حنا داشت ، من هم می خواهم با همین حالت به دیدار معشوق بروم ، گویی او با خبر بود که می خواهد شهید شود . و من برای آخرین بار از ایشان خداحافظی کردم و پس از گذشت چند لحظه از شروع عملیات چند لحظه از شروع عملیات ، بچه ها خبر انهدام سنگر فرماندهی را به من دادند و در اینجا بود که متوجه شدم حسن به آرزوی دیرینه خود یعنی دیدار معبود رسیده است . | + | یکی از همرزمان همسرم حسن نقل می کرد : روزعملیات ساعت 8 صبح در هوای مه آلود از حمیدیه تقسیم و عازم شلمچه شدیم . حسن زود تر از ما به شلمچه اعزام شد پس از اینکه به آنجا رسیدیم . همه جا را گشتم و فهمیدم که حسن در سنگرهای جلوی خط و در سنگر های فرماندهی موضع گرفته است باد دیدن او ، حسن را غرق در بوسه کردم ، ناگهان چشمم به دست ایشان افتاد . از او پرسیدم حسن چرا دستهایت را حنا کرده ای ؟ در جوابم گفت : حضرت قاسم (ع) وقتی که شهید شد دستش حنا داشت ، من هم می خواهم با همین حالت به دیدار معشوق بروم ، گویی او با خبر بود که می خواهد شهید شود . و من برای آخرین بار از ایشان خداحافظی کردم و پس از گذشت چند لحظه از شروع عملیات چند لحظه از شروع عملیات ، بچه ها خبر انهدام سنگر فرماندهی را به من دادند و در اینجا بود که متوجه شدم حسن به آرزوی دیرینه خود یعنی دیدار معبود رسیده است .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6303منبع سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references/> | |
| − | + | ||
نسخهٔ ۱۲ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۱
تاریخ تولد : 1346/03/03
نام : حسن محل تولد : نیشابور
نام خانوادگی : چنارانی تاریخ شهادت : 1365/10/19
نام پدر : ابراهیم مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
rId5
خاطرات
یکی از همرزمان همسرم حسن نقل می کرد : روزعملیات ساعت 8 صبح در هوای مه آلود از حمیدیه تقسیم و عازم شلمچه شدیم . حسن زود تر از ما به شلمچه اعزام شد پس از اینکه به آنجا رسیدیم . همه جا را گشتم و فهمیدم که حسن در سنگرهای جلوی خط و در سنگر های فرماندهی موضع گرفته است باد دیدن او ، حسن را غرق در بوسه کردم ، ناگهان چشمم به دست ایشان افتاد . از او پرسیدم حسن چرا دستهایت را حنا کرده ای ؟ در جوابم گفت : حضرت قاسم (ع) وقتی که شهید شد دستش حنا داشت ، من هم می خواهم با همین حالت به دیدار معشوق بروم ، گویی او با خبر بود که می خواهد شهید شود . و من برای آخرین بار از ایشان خداحافظی کردم و پس از گذشت چند لحظه از شروع عملیات چند لحظه از شروع عملیات ، بچه ها خبر انهدام سنگر فرماندهی را به من دادند و در اینجا بود که متوجه شدم حسن به آرزوی دیرینه خود یعنی دیدار معبود رسیده است .[۱]