با رسيدن به سن جواني و در اوج جواني از تمام دلبستگي هاي مادي و دنيوي خود را رها کرد و تحمل دوري از خانواده را به جان خريد و به جبهه هاي نبرد رفت تا براي آزادي ميهن جان خود را فدا کند. رفت تا به ما راحتي در خاکي که حق ماست زندگي کنيم. او با آن که فقط 21 سال بيشتر نداشت از آنچه که دوست داشت و آرزويش بود و مانند هر کس ديگري براي آينده اي روشن تلاش مي کرد گذاشت و گذشت؛ گذشت از زندگي، از مادري که رشادتش را مي ستاييد، از پدري که معني فرزندي را در آن ديد، از خواهر و برادراني که قدر مروايد را مي دانستند، گذشت و پاداش اين گذشت چيست ؟ آري کمتر از شهادت نيست و شهيد با نوشيدن شربت شهادت از دست مولايمان حسين (عليه السلام) فهماند چيزي فراتر از ماديات اين دنيا هست فهماند که دنيا لباس فاخر و زيورآلات و پول هاي آن چناني نيست، زندگي را مي توان بالا برد.
سرانجام، اين شهيد گرامي در عمليات کربلاي 7 در منطقه ي حاجي عمران به فيض شهادت نائل گرديد و در گلزار شهداي روستاي برج سوخته عليا در کنار ديگر همرزمان شهيدش به خاک سپرده شد.<ref>[http://%20http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetail%20sMartyrDetails/10406 سایت شهداارتش]</ref>
==پانویس==
<references />