ویرایش‌ها

شهید جلال حسین زاده ارزنه ای

۴۰ بایت اضافه‌شده، ‏۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۸
==خاطرات==
بیان خاطره از زبان همرزم شهید : همیشه دوست داشت شهید بشود، آن ­ هم با لب تشنه . هر وقت کسی از دوستان و همرزمان شهید می ­ شد؛ غمگین می ­ شد، تا اینکه در یکی از عملیات ­ ها درست چند لحظه قبل از اینکه به شهادت نائل بشود، مثل اینکه خودش می ­ دانست که می ­ خواهد شهید بشود، لبانش خشک خشک شده بود . برایش آب آوردم، قبول نکرد، از سنگر که خارج شدم، دشمن شروع به تیراندازی کرد . چیزی نگذشته بود، دیدم جلال غرق خون شده و به شهادت رسیده است . درست همانطور که دوست داشت .»<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6873 منبع سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==منبع سایت یاران رضا http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6873>
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش