بردار شهید تیمسار فلاحی در این خصوص میگفت: شبی برای مأموریت سختی در کردستان داوطلب خواستم و هنوز سخنانم تمام نشده بود که از صف جوانی بیرون آمد دیدم کشوری است. او از همان آغاز جنگ داخلی چنان از خود کیاست و لیاقت و شجاعت نشان داد که وصف نا کردنی است. <br />
روزهای آغاز جنگ تحمیلی عراق را شهید شیرودی چنین بیان میکند: احمد استاد من بود. زمانی که صدام آمریکایی به ایران یورش آورد، احمد در انتظار آخرین عمل جراحی برای بیرون آوردن ترکش از سینهاش بود، اما روز بعد از شنیدن خبر تجاوز صدام عازم سفر شد به او گفته بودند بماند و پس از اتمام جراحی برود، اما او در جواب گفت: وقتی که اسلام در خطر باشد، من این سینه را نمیخواهم. آری کشوری به جبهه رفت و چون گذشته، سلحشورانه جنگید و مزدوران را به درک واصل کرد به طوری که بیابانهای غرب کشور را به گورستانی از تانکها و نفرات مزدور دشمن تبدیل کرده بود. <br />
[[پرونده:Photo 2018-11-22 16-40-45.jpg|بیقاب|وسط|شهید احمد کشوری]]
آری …! سرانجام در روز 15/9/1359 نیایشهای شبانهاش به درگاه احدیت مورد قبول واقع گردید و درحالیکه از مأموریتی بسیار مشکل، اما پیروز بازمیگشت در دره میناب ایلام مورد حمله نابرابر و ناجوانمردانه مزدوران بعثی قرار گرفت و درحالیکه بالگردش بر اثر اصابت را کتهای دو میگ به شدت در آتش میسوخت آن را به مواضع خودی رساند و آن گاه در خاک وطن سقوط کرد و شربت شیرین شهادت را مردانه نوشید. و پیکر پاکش در بهشتزهرا میعادگاه عاشقان الله به خاک سپرده شد.<br />
<br /
1<ref>[http://>%20SUBDOC\ZEN2.htm نرم افزار شاهد]</ref>
== خاطرات ==
=== ده خاطره از شهید ===