یکی از دوستان فرزند شهیدم مهدی چاه جویی برایم تعریف می کرد که : با ایشان در منطقه حضور داشتیم و در کنار آب تمرین غواصی می کردیم . از طرف صدا و سیما به منطقه آمده بودند و گزارش تهیه می کردند . آنها در حال فیلمبرداری بودند که مهدی به زیر آب رفت و تا آنها رفتند بیرون نیامد . وقتی بیرون آمد سوال کردم چرا رفته بودی زیر آب و نیامدی بیرون ؟ گفت : نمی خواستم که مرا در تلویزیون نشان دهند تا دوستان و رفیقان و آشنایان مرا ببینند و بر سر زبان ها بیفتم . می خواهم تا آخر بی نام و نشان باشم به طوری که کسی نفهمد من در جبهه هستم.
یادم هست فرزند شهیدم مهدی چاه جویی برایم تعریف می کرد که در یکی از ماموریت هایی که از طریق آب و به صورت غواصی به عمق خاک عراق رفته بودیم ماموریت مان را به نحو احسن انجام دادیم و در راه برگشت به علت آتش شدید دشمن و تسلط آنها بر منطقه تا سه شبانه روز در آب و بین نیزارها پنهان شده بودیم و به وسیله نی نفس می کشیدیم . وقتی کمی اوضاع آرام شد و عراقی ها عقب نشینی کردند ما توانستیم از آب بیرون بیائیم و وقتی به خشکی رسیدیم دیگر چیزی نفهمیدیم و وقتی چشم باز کردم دیدم در بیمارستان هستم . ایشان در آن موقع حدود بیست و پنج روز در بیمارستان بستری بودند زیرا در این سه روز که در زیر آب بودند موجودات ریز آب در گوش و حلق و بینی ایشان اثر گذاشته بودند.
منبع سایت یاران رضاHYPERLINK "<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6202" http%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6202سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس== <references />